پيام فضلينژاد، پژوهشگر سياسي، با انتشار جديدترين پژوهش خود تحت عنوان «ترور براي دموکراتيزاسيون» با افشاي سندي تاريخي و تکاندهنده متعلق به وزارت کشور دوره اصلاحات، از نظريهپردازي اصلاحطلبان سکولار با محوريت «حسين بشيريه» براي تشکيل «گروههاي مقاوت چريکي»، ايجاد «شورشهاي شبه نظامي» و انجام «ترورهاي سياه» پرده برداشت. به گزارش صراط پيام فضلينژاد درباره جزييات بيشتر اين سند گفت: 26 آبانماه 1382، «دفتر مطالعات سياسي وزارت کشور» به درخواست «عبدالواحد موسوي لاري» (وزير وقت کشور) پروژهاي مطالعاتي را پيرامون «گذار به دموکراسي» تعريف کرد که اجراي آن طي قراردادي رسمي، از سوي «غلامحسين بلنديان» (معاون وقت وزير کشور) به «حسين بشيريه» (محقق عضو CIA) سپرده شد.
فضلينژاد پيرامون اصليترين بخش اين سند اظهار داشت: «حسين بشيريه» که از پدران فکري اصلاحطلبان است، در اين سند مينويسد که اصلاح طلبان براي فروپاشي رژيم غيردموکراتيک و در «فرآيند گذار» بايد به سوي «تشکيل نيروهاي نظامي رقيب درون کشور يا در کشورهاي همسايه» بروند، «هسته هاي مقاومت چريکي و شبه نظامي بر ضد رژيم» را پديد آورند، در ميان نيروهاي مسلح و ارتش شکاف اندازند، چنددستگي هاي اجتماعي را به درون نيروهاي نظامي نيز گسترش دهند و حتي بخشي از ارتش را به شورش عليه رژيم غيردموکراتيک ترغيب کنند.
چکيده نظريه وزارت کشور که به صورت رسمي در زمان وزارت «عبدالواحد موسوي لاري» و در مورخه 26 ديماه 1382 نوشته شده، نشان ميدهد که اصلاحطلبان سکولار قائل به انجام ترور براي پيشبرد پروژه دموکراتيزاسيون بودهاند.
وي درباره بودجه اين پروژه افزود: چکيده نظريه وزارت کشور که به صورت رسمي در زمان وزارت «عبدالواحد موسوي لاري» و در مورخه 26 ديماه 1382 نوشته شده، نشان ميدهد که اصلاحطلبان سکولار قائل به انجام ترور براي پيشبرد پروژه دموکراتيزاسيون بودهاند. برآورد خود بشيريه از بودجه پروژه مبلغ 19 ميليون و 170 هزار تومان بود، اما براساس قرارداد، غلامحسين بلنديان (معاون وقت برنامهريزي و پشتيباني وزارت کشور) در 28/12/ 1382 مبلغ 25 ميليون تومان براي تهيه متن جامع اين نظريه از بودجه آن وزارتخانه به حسين بشيريه (محقق عضو CIA) بايد پرداخت ميکرد.
«روشنفکرترين زن» در اردوگاه ليبراليسم چه بسا يک «قاتل بالقوه» باشد، همانگونه که دموکراسي خواهان آمريکايي نيز مي توانند يک «تروريست بالقوه» باشند. امثال حسين بشيريه و يوسف مولايي، آبروي دموکراسي و دموکراتيزاسيون را با کپيبرداريهاي خود از روي دستورالعملهاي مديران CIA بردهاند. آقايان خجالت نميکشند که نظريه سال 1948 جرج کنان را در سال 2004، يعني 58 سال بعد کپي ميکنند و به عنوان تئوري «گذار به دموکراسي» به خورد دانشجويان ميدهند؟
اين پژوهشگر با اشاره به مصاحبه قبلي خود درباره «روششناسي ترورهاي آکادميک» با ايرنا گفت: در آن مصاحبه گفتم که «روشنفکرترين زن» در اردوگاه ليبراليسم چه بسا يک «قاتل بالقوه» باشد، همانگونه که دموکراسي خواهان آمريکايي نيز مي توانند يک «تروريست بالقوه» باشند. امثال حسين بشيريه و يوسف مولايي، آبروي دموکراسي و دموکراتيزاسيون را با کپيبرداريهاي خود از روي دستورالعملهاي مديران CIA بردهاند. آقايان خجالت نميکشند که نظريه سال 1948 جرج کنان را در سال 2004، يعني 58 سال بعد کپي ميکنند و به عنوان تئوري «گذار به دموکراسي» به خورد دانشجويان ميدهند؟
نويسنده کتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» اظهار داشت: شرم نميکنند که براي جنگهاي شبهنظامي تئوريبافي ميکنند و اسم خود را دموکرات ميگذارند؟ تروريستپروري از اين آشکارتر؟! اينها مولدان خشونت هستند، بعد دم از خشونتپرهيزي ميزنند و نقش آدمهاي خوب را بازي ميکنند؟ سند از اين آشکارتر که ميگويند بايد جنگ زيرزميني عليه جمهوري اسلامي راه انداخت؟ آقايان بروند کتاب آن را بخرند تا ببينند چه کسي توهم توطئه دارد. در روز روشن نقشه براندازي نظام را در وزارت کشور ميکشند، بعد انتظار دارند ما سکوت کنيم.
وي اظهار داشت: آن زمان «سهراب رزاقي» رييس دفتر مطالعات سياسي آن وزارتخانه بود که 436 هزار يورو از موسسه صهيونيستي «هيفوس» در هلند دريافت کرد تا نيروي سازماني براندازي نرم را زير پوشش و عنوان «سازمانهاي غيردولتي» در ايران تربيت کند و به جرم «ارتباطات غيرقانوني با بيگانگان» بازداشت هم شد. وي در تاريخ 18/12/1380 از وزير کشور با حفظ سمت حکمي ديگر را با عنوان «مدير پروژه حمايت از توسعه پايدار» در چارچوب «مرکز ارتباطات و منابع سازمانهاي جامعه مدني» دريافت کرد. وي رابط دولت اصلاحات با «مرکز اطلاعات سازمان ملل» در تهران و رابط روشنفکران سکولار با موسسات صهيونيستي مانند هيفوس بود.
«يوسف مولايي»، وکيل سابق اکبر گنجي و منصور اسانلو و نويسنده روزنامه توقيف شدة اعتماد ملي، به عنوان مشاور در اين پروژه حضور داشته است و با حسين بشيريه که مجري طرح بود، همکاري نزديک داشت. مولايي به علل گوناگون در سالهاي اخير به دادسراي امنيت احضار شده است وي در زمان حضور در وزارت کشور، استاديار حقوق در دانشگاه تهران در رشته روابط بينالملل بود.
نويسنده کتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» با افشاي هويت يکي از همکاران وزارت کشور در تهيه اين سند گفت: «يوسف مولايي»، وکيل سابق اکبر گنجي و منصور اسانلو و نويسنده روزنامه توقيف شدة اعتماد ملي، به عنوان مشاور در اين پروژه حضور داشته است و با حسين بشيريه که مجري طرح بود، همکاري نزديک داشت. مولايي به علل گوناگون در سالهاي اخير به دادسراي امنيت احضار شده است وي در زمان حضور در وزارت کشور، استاديار حقوق در دانشگاه تهران در رشته روابط بينالملل بود.
فضلي نژاد اضافه کرد: اين پروژه که نقشه عملياتي براندازي جمهوري اسلامي است، 3 همکار ديگر هم داشت. 2 نفر آنها که با عنوان «همکار اجرايي» و با مدرک ليسانس علوم سياسي در طرح حضور داشتند ، زن بودند که در انجام مصاحبه و تهيه پرسشنامهها کمک کردند. نفر ديگر که «همکار علمي» با درجه دانشگاهي فوق ليسانس رشته علوم سياسي از دانشگاه تهران بود، جنسيت مرد دارد.
پژوهشگر سياسي موسسه کيهان گفت: براساس تجربه تاريخي مثلث جاسوسي CIA، موساد و MI6 از «روشنفکران سکولار» (شهروندان مورداعتماد خود) به عنوان اعضاء «جوخه هاي مرگ جامعه مدني» براي اجراي «ترورهاي آکادميک» استفاده کردهاند. از اين رو، ميبينيم اين استراتژيها را کپيبرداري کردهاند و به عنوان نظريه منتشر کردند. جالب است که متن پروژه حسين بشيريه براي وزارت کشور در قالب کتابي در سال 1384 توسط نشر «نگاه معاصر» و با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شد. اين کتاب اکنون هم در بازار موجود است و جا دارد که مسئولان اصولگراي وزارت ارشاد نسبت به مجوز انتشار آن تجديد نظر کنند.
به ياد داريم که اصلاحطلبان کساني مانند عدنان حسن پور و هيوا (عبدالواحد) بوتيمار را روشنفکر، فعال سياسي و روزنامهنگار خطاب ميکردند، اما حتي صالح نيکبخت که وکالت آنان را برعهده داشت، در مصاحبههاي متعدد گفت اين 2 نفر تروريست هستند، نه روزنامهنگار و سياستمدار و نهايتا هم حکم اعدام آنان از سوي ديوان عالي کشور به جرم شرکت در عمليات تروريستي تائيد شد.
نويسنده پرفروشترين کتاب سياسي سال ادامه داد: امثال بشيريه و مولايي و همکاران اين پروژه به اتهام مشارکت در پروژه براندازي بايد تحت تعقيب کيفري قرار بگيرند. شما نگاه کنيد؛ چه کسي ميتواند کتمان و انکار کند که حسين بشيريه عضو بنياد اعانه ملي (NED) است؟ لوموند ميگويد اين بنياد متعلق به CIA است. بالاتر از لوموند، مصوبه کنگره آمريکا به اين وابستگي، صراحتا اشاره دارد. بالاتر از اين، ويليام کيسي، رييس اسبق سيا ميگويد که اين بنياد از هنگام تاسيس بازوي عمليات مخفي سيا است. سالهاست که بشيريه با اين بنياد رابطه سازماني و رسمي دارد.
بشيريه نظريههاي ليبراليستي خود را از سال 1370 در ماهنامه «اطلاعات سياسي- اقتصادي» طرح کرد و آقاي سيدمحمود دعايي براي او اين فرصت را فراهم کرد، متاسفانه. همين آقاي «جواد اطاعت» شاگرد بشيريه بوده است. «سعيد حجاريان» هم همينطور. محمدعلي کديور هم شاگرد او بوده است. شما ميبينيد شاگردان بشيريه در نهادهاي حساس کشور حضور داشتهاند و وقتي به کارنامه فکري آنان نگاه ميکنيد، ادامه راه استادشان را رفتهاند
فضلي نژاد افزود: همينطور، بشيريه نظريههاي ليبراليستي خود را از سال 1370 در ماهنامه «اطلاعات سياسي- اقتصادي» طرح کرد و آقاي سيدمحمود دعايي براي او اين فرصت را فراهم کرد، متاسفانه. همين آقاي «جواد اطاعت» شاگرد بشيريه بوده است. «سعيد حجاريان» هم همينطور. محمدعلي کديور هم شاگرد او بوده است. شما ميبينيد شاگردان بشيريه در نهادهاي حساس کشور حضور داشتهاند و وقتي به کارنامه فکري آنان نگاه ميکنيد، ادامه راه استادشان را رفتهاند.
نويسنده کتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» گفت: از دل دانشگاه سکولار، تئوريهاي جامعه مدني درآمد. از دل جامعه مدني، پروژه مبارزه مدني درآمد. از دل مبارزه مدني هم که نقشه کودتاي مخملي درآمد. از دل، تئوريهاي خشونتپرهيز هم که خشونتگرايي و ترور و چريکبازي درآمد! حالا هم که اين سند افشا شده، ميبينيم که سکولارهاي وزارت کشور از سال 1382 در صورت شکست براندازي نرم، به فکر جنگهاي شبه نظامي و ترورهاي سياه بودند.
بستر را براي تئوريزه کردن خشونت و ترور فراهم کردن، جرم بزرگي است. شايسته است که قوه قضائيه بر همين اساس عملکرد وزير و معاونان وقت وزارت کشور در دولت اصلاحات را به اتهام تدوين نقشه عملياتي کودتاي مخملي مورد رسيدگي قضايي قرار دهد، بايد به ريشهها پرداخت و به علتها توجه کرد.
فضلينژاد اذعان کرد: بستر را براي تئوريزه کردن خشونت و ترور فراهم کردن، جرم بزرگي است. شايسته است که قوه قضائيه بر همين اساس عملکرد وزير و معاونان وقت وزارت کشور در دولت اصلاحات را به اتهام تدوين نقشه عملياتي کودتاي مخملي مورد رسيدگي قضايي قرار دهد، بايد به ريشهها پرداخت و به علتها توجه کرد.
فضلينژاد در پايان اين مصاحبه گفت: جوانان فريبخورده، علت نيستند، معلول هستند. همين جوانان که برخي از آنان ريشههاي ديني و علائق ملي دارند، بروند ابتدا کتابهاي بشيريه درباره گذار به دموکراسي را بخوانند و بعد صادقانه با خداي خودشان خلوت کنند. ببينند، آيا نقشه اينها کودتا نبود. ببينند براي جنگهاي شبهنظامي برنامهريزي نکرده بودند. اين جنس از جوانان راضي بودند که با شعار دموکراتيزاسيون و خشونتپرهيزي فريب امثال خاتمي و موسوي را بخورند؟! قطعا نبودند، اما متاسفانه مطالعه نکردند. با روزنامه خواندن و وبلاگبازي، همه مشکلات فکري و سياسي حل نميشود. حداقل بروند کتابهاي اين بتهايشان را بخوانند و بدانند که قطعا به سبب حمايت از اصلاحطلبان شرمنده ميشوند.


