خبرنامه دانشجویان ایران: در روزهای اخیر مطالبه گری دانشجویان و تشکل های ارزشی از مسئولین دانشگاه های مختلف در خصوص مسائل فرهنگی دانشگاه ها افزایش چشم گیری داشته است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» مجمع عدالتخواه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد و جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در نامه های جداگانه ای به روسای دانشگاه های خود از ضعف شدید مسئولین در ساماندهی به مسائل فرهنگی انتقاد شدید کردند.

به علت اهمیت مسائل مطرح شده در نامه های دانشجویان، هرچند این نامه ها طولانی است ولی متن کامل آنها را منتشر می کنیم:
دردنامه دبير مجمع عدالتخواه شيراز به رييس دانشگاه آزاد
جناب دکتر جمالزاده، ریاست محترم دانشگاه آزاد شیراز
سلامٌ علیکم
راستش آنقدر دلم پر از درد است، که نمی دانم از کجا شروع به سخن کنم و هم اکنون که این نامه را می نویسم بغض گلویم را فشرده و سوز جگر، مایه سوختن جان و روحم گشته است . آنچه اينك پيش روي شماست، رنجنامهاي است در اعتراض به از بين رفتن فضاي مناسب براي تحصيل و خلاقيت علمي، كه بوسيله رفتار برخي از دانشجويان، در شكستن حريمها و هنجارهاي اخلاقي و آداب اجتماعي، پديد آمده است و اكنون اين چند سطر را خطاب به جنابعالي تنظيم نمودهام
تا اتمام حجتي باشد با شما و تمام مسئولين ذيربط.
اگر خاطرتان باشد، در اواخر ترم قبل به اتفاق تعدادی چند از دوستان فعال فرهنگی، جلسه ای ترتیب داده شد با شما و دیگر مسئولین دانشگاه اعم از نماینده نهاد مقام معظم رهبری و معاونین محترمتان، پیرامون مشکلات و معضلات دانشگاه . جلسه ای که از طرف هیچ يك از شما، جدی گرفته نشد و بجز جناب دکتر نوذری، هیچ کدام از مسئولین و معاونین، حاضر به شنیدن درد دل های دانشجویان نشدند.
هرچند که بنده حقیر قبل از تشکیل جلسه، هیچ سودی را در تشکیل چنین جلسه ای با مسئولین محترم، نمی دیدم، امّا به اصرار دوستان حضور را به غیبت ترجیح دادم. همین نکته را در ابتدای سخنم در جلسه خدمتتان ابراز کردم و گفتم که بنده حقیر قبل از شما که ریاست کنونی دانشگاه آزاد شیراز را بر عهده گرفته اید، با مسئولین قبلی بارها، بر سر معضلات فرهنگی دانشگاه، جلسه تشکیل داده ایم و جز حرکت خودنویس هایی که نقش نکته برداری از سخنانمان را با دستان مبارک شان بازی می کنند و جز قول و وعده های بی سرو ته و بهانه های نتراشیده و نخراشیده، ندیده و نشنیده ایم .
جلسه هرچه بود گذشت و شما مانند مسئولین سابق، صبورانه سخنان تند ما را شنیدید و قول دادید که این جلسه هفته ای یک بار به طور منظم، با حضور نمایندگان دانشجویان و معاونین و مسئولین فرهنگی دانشگاه، ادامه یابد بلكه گوشه ای از این معضلات حل شود . البته شما هم (همانطور که ابتدای سخنانم پیش بینی می شد و عنوان كردم) مانند مسئولین سابق، بر خلاف وعده عمل نمودید و علی رغم پیگیری دانشجویان، پاسخی برای تحقق وعده خودتان، ندادید .
آقای رئیس!
اگر می بینید که برایتان نامه نوشته ام آن هم سرگشاده ، از باب امیدی برای تغییر نیست ، چرا که ما مدت هاست نه از شما بلکه از پیکره دانشگاه آزاد برای تغییر در روند فرهنگی اتخاذ کرده ، دلسرد شده ایم و تنها روزنه امید ما اجرای دستور 18/7 مقام معظم رهبر امام خامنه ای (روحی له الفداه) پیرامون این دانشگاه است .
قصدم از نگارش این رنج نامه امر به معروف و نهی از منکر است . فریضه ای که نوک پیکان آن در وهله اول متوجه مسئولین حکومتی و به تبع آن متوجه خواصّ دانشگاهی است. واجبی که ترکش توسط عالمان و خواص جامعه و دانشگاه به علت ترس دور افتادن از قدرت و شهوت، یا ترس از بلوا و بد نامی، زمینه را برای تسلط اشرار فراهم کرده است .
شاید بفرمایید، این نوع امر به معروف، خود نوعی منکر است؛ که در خفا صورت نگرفته. راستش را بخواهید من از در گوشی و خصوصی حرف زدن با مسئولین دانشگاه خسته و نا امیدم، چرا که پاسخ، جز جواب درگوشی و وعده هایی که مانند فریب کودکان است، نمي باشد. بگذارید برای یک بار هم که شده، این معادله و عدالتخواهی علنی شود و دیگران نیز شاهد مکاتبه و مباحثه ما باشند.
اینکه می گویم "اشرار"، منظورم آمریکای جهانخوار و اسرائیل غاصب نیست ، بلکه باندهای زنجیره ای فسادی است که در دانشگاه تحت مدیریت شما و دیگر دانشگاه ها با تمام قدرت مشغول فعالیت آزاد و بی حصر هستند. منظورم وجود گروه های بهایی است که روح و جان جوانان دانشجو را به فریب، اغفال خویش کرده اند. منظورم رژه بی مهابا و بدون هراس مانکن هایی است که همانند بمب جنسی متحرک ایمان و قلوب جوانان را نابود و در فساد و شهوت غوطه ور ساخته اند، منظورم آدم های استاد نمایی است، که از نشان دادن فیلم های مستهجن در کلاس های مختلط به بهانه کسب علم، تا نفی اسلام و انقلاب هراسی ندارند .
من در دانشگاهی درس خوانده ام، که بر برد تبلیغاتی آن تبلیغ و ترویج موسيقی راک و جاز و پاپ و هزار کوفت دیگر، نشسته بود. دانشگاهی که مسئولین ساختمان آن اجازه نصب حدیث را، چون دیوار را کثیف می کند ! نمی دهند. دانشگاهی که تمام انرژی و توان دانشجویان فعال فرهنگی و سیاسی مشروع را، در بروکراسی اداری دیکته شده از بالا، له می کنند تا دیگر توانی برای فکر و اصلاح برایشان نماند.
جناب رئیس
شما در جلسات پیشین، یکی از عوامل این معضلات را نداشتن بودجه فرهنگی اعلام کرده اید. که در این باب ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد .
اول اینکه، مشکل شما و ديگر مسئولين دانشگاه در سطوح بالاتر، این موضوع نیست. مشکل از طرز فکر حاکم بر این مجموعه نشأت می گیرد.
در نگاه مسئولین دانشگاه آزاد، اداره و ریاست دانشگاه، بيشتر از مدیریت یک سازمان اقتصادی یا خدماتی، که خود را فقط مکلف به اداره امور اداری و کسب درآمد می داند، نیست. به راستی اگر مسئولین محترم این دانشگاه اندکی به این نکته اهمیت می دادند که با فکر و روح و جان انسان ها سر و کار دارند و بر رأس مدیریت نهادی هستند که به قول حضرت روح ا... (ره)، اگر اصلاح شود، مملکت اصلاح می شود؛ شاهد این همه پلشتی نبودیم .
مشکل دانشگاه آزاد، نگاه توسعه منهای تعالی، تعلیم منهای تربیت است. دراین دانشگاه آنچه اهمیت دارد کمیّت هاست نه کیفیت ها. مشکل مسئولینی هستند که در برنامه های خرد و کلانشان ، جان و روح دین و انسان رنگ باخته است . مشکل بودجه نیست. چرا که تعداد ساختمان های این دانشگاه هر چند سال یک بار به چندین برابر افزایش می یابد، و تعداد کرسی های آن نیز رشد قارچ گونه دارد، امّا اصل رو به زوال، فرهنگ و دینمداری است .
بارها و بارها در شهر، دخترانی را دیده ام که در نقاط بسیار نامناسب که جزء نقاط جرم خیز شهر محسوب می شوند، دنبال خانه های اجاره ای ارزان قیمت هستند چرا که دانشگاه از تأمین خوابگاه این جنس بسیار آسیب پذیر، که به منزله ناموس این وطن محسوب می شوند ، همیشه سر باز زده است . کاش کسی پیدا می شد تا برایتان از وضعیت این خانه های دانشجویی گزارشی تهیه می کرد، آنوقت فاجعه هایی را خواهید دید و شنید که اگر مرد آزاده و غیرتمند از شنیدن آن دق کند و بمیرد رواست .
چطور از دانشگاهی که تعداد افراد عهده دار امور فرهنگی آن ، از تعداد انگشتان دست کمتر و اکثریت همین گروه، فاقد مطالعات یا تخصص فرهنگی بوده و فقط کارمند جزء هستند ؛ توقع دینمداری و کرامت انسانی دارید؟
آیا این یکی از ریشه های اساسی رشد فساد در دانشگاه و دلیلی محکم براي بی اهمیت بودن حوزه فرهنگ درنگاه مدیران آن نیست؟ در برابر این نکته اگر پرسیده شود این دانشگاه چند پیمانکار عمرانی همراه با کارگر و مهندسین متخصص برای ساختن و افزودن کرسی در اختیار دارد، قطعاً پاسخ آن بیش از صد نفر خواهد بود.
از هر دانشجو مبلغ پنج هزارو پانصد تومان، به عنوان سرانه فرهنگی دریافت می شود که با یک حساب سر انگشتی، حداقل می شود صد و ده میلیون تومان. مبلغ کمی نیست برخلاف آنچه که شما می فرمایید . به فرض کم هم که باشد، این بودجه کجا مصرف می شود که ما تا به حال اثری از آن را ندیده ایم ؟ این بودجه با چه سیاست هایی مصرف می شود که نمی تواند بودجه نشریات خودش را هم تأمین کند ؟ چرا ریز مخارج این بودجه به دانشجویان گزارش داده نمی شود ؟
جناب رئیس
نمی دانم وقتی شما یک دختر جوان نيمه عريان را روبرویتان ببینید چه عکس العملی نشان می دهید. خیلی عذر می خواهم که اینگونه بی پروا و با جسارت صحبت می کنم، امّا این در دانشگاه آزاد امری عادی شده است. این صحنه پلیدی بود که چند روز پیش در دانشکده دیدم! دختری که مانتویی سفید و بسیار نازک به تن داشت، و با کمال تأسف و شرم باید بگویم تمامی اندام بدنش را به وضوح کامل در معرض دید قرار داده بود.
وقتی به اطرافش نگاه کردم، صحنه برایم هولناکتر آمد. چشم های جوانانی که همگی به سوی بدن دختر نشانه رفته و چنان محوش شده بودند که هوش از سرشان پریده بود.
نمی خواهم بگویم پس از چندین سال درس خواندن در این دانشکده، فقط این صحنه مرا بر آشته است؛ خیر. اگر از دیگر دوستان و یا دانشجویان دیگر بپرسید، شرح شهود فجایع دیگری را خواهید شنید؛ که شرم و حیا مجال بازگو کردن آن را در این نامه نمی دهد.
امّا دیدن این مکررات و این پلشتی ها، مدتی است روحم را آزرده و چشمانم را از فرط غربت خدا، اشکبار و قلمم را برای نوشتن این رنج نامه که باید خون نامه اش نامید ، به فرسودن واداشته است .
بعد از دیدن این فاجعه، تمامی دانشکده را برای یافتن یک ضابط فرهنگی زیر پا نهادم، امّا خبری نبود که نبود . ضابطینی که شما و مسئولین قبلی همیشه منّت آن را با ابراز این مفهوم که " ما از جیب خودمان حقوقشان را می دهیم " بر سر امور فرهنگی این دانشگاه گذاشته اید. وقتی ما، برای نشریه ای که از خود شما مجوز کسب کرده است، و رسالتش مبارزه با منکرات و ترویج اسلام مبتنی بر عدالتخواهی است، در خواست بودجه کردیم ، هزار آیین نامه و قانون و مصوبه ردیف کردید که طبق قانون، دانشگاه به هر نشریه دانشجویی سالانه فقط پنجاه هزار تومان ! آن هم در صورت صلاح دید مسئولین !!! کمک می کند، ما چشم و گوش بستیم و این قانون غیر شرعی و غیر عرفی و غیر عقلی و غیر قانونی را، چون مهر قانون به آن خورده بود پذیرفتیم و برای حل مشکلمان متوسل به قرض گرفتن از خیرین شدیم که خود جای بسی افتخار است برای دانشگاه! . این را نگفتم که تصور شود، می خواهم در خواست بودجه بدهم، خیر .
این را گفتم که اگر قانون است و لازم و الاجرا، چرا به قانون برخورد با منکرات وقعی داده نمی شود؟ آیا قانون و آیین نامه ها را فقط برای بستن دستان ما وضع کرده اید؟ آیا فقط قوانین محکم وبسیار جدی اخذ شهریه ، در این دانشگاه معتبر و حاکم است ؟ آیا باید بپذیریم که در این دانشکده سنگ ها را بسته اند و سگ ها را آزاد گذاشته اند؟
آنچه فراتر از بی غیرتی ها وبی عفتی ها، سبب نوشتن این رنج نامه شده است، تساهل و تسامح مسئولین دانشگاه آزاد با این پدیده های شوم است. مگر احكام اسلامي جز براي زندگي آرام و بانشاط افراد جامعه است؟! مسأله اصلي ما اين است كه "حدود الله منقوضة و انتم لاتفزعون" .
هم اكنون وضعيت فرهنگي موجود در دانشگاه از اين جهت ، بسيار اسفبارتر از آن چيزي است كه از يك دانشگاه انتظار ميرود؛ البته اين وضعي است كه پيشينيان به وجود آوردهاند و در کنترل آن تساهل به خرج داده اند، وليكن اگر هم اكنون شما به داد دانشجو، دانشگاه و محيط علمي نرسيد، روزي فرا خواهد رسيد كه از عدم تحركتان حسرت خواهيد خورد "وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ في غَفْلَةٍ " (مريم/ 39(
و اگر در برابر این امر خطیر ناتوانید حداقل اجازه ندهید فاحشه نماها وارد دانشگاه شوند؛ اجازه ندهید مانکن هایی که علناً ترویج شهوت جنسی کرده و محیط را آلوده می کنند آزادانه بچرخند و ایمان و شور جوانی جوانان را به تباهی بکشانند . قطعا اگر مسئولین محترم دانشگاه بیش از این بخواهند در برابر این پدیده های شوم و ضد اخلاقی تساهل به خرج دهند و دل دینداران و جوانان مومن دانشگاه را بسوزانند ، آنگاه فرزندان معنوی حضرت روح ا... کبیر ، طبق وصیت نامه ایشان عمل خواهند نمود .
"بايد همه بدانيم كه آزادي به شكل غربي آن، كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران ميشود، از نظر اسلام و عقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور حرام است. و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است. و از آزاديهاي مخرب بايد جلوگيري شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است بهطور قاطع اگر جلوگيري نشود، همه مسئول ميباشند. و مردم و جوانان حزباللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند به دستگاههاي مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند، خودشان مكلف به جلوگيري هستند. خداوند تعالي مددكار همه باشد " . وصيتنامه سياسي - الهي امام(ره)
والسلام علی من اتبع الهدی
سلمان کدیور
دبیر مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های شیراز
سردبیر نشریه مستضعفین
بیانیه شماره 1 بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی در خصوص لزوم تحول ساختارهای فرهنگی در دانشگاه ها
(با تأکید بر دانشگاه فردوسی مشهد)
شاخص تقوا، شناخت وظيفه در هر برهه از زمان و انجام آن است و وظیفه اول و اصلی ما دانشجویان، کسب علم و دانش است. آنچه كه در درجهى اول در ايجاد قدرت ملى مهم است، علم است؛ علم مايهى قدرت و مايهى اقتدار است؛ ثروتآفرين است؛ قدرت نظامىآفرين است؛ قدرت سياسىآفرين است. «العلم سلطان» - علم، قدرت است و ما عقبيم... بايد اعتراف كنيم كه عقبيم! و پیشرفت های صورت گرفته حقيقتاً راضى کننده نيست؛ ما فاصله زیادی تا نقطه مطلوب داریم. در جهانی که به وسیله دانش، صدای عدالت و انسان دوستی را خفه می کنند، ما علم را برای سعادت بشر، براى رشد بشر، براى شكوفایى بشر، براى استقرار عدالت و رسیدن به آرزوهاى قديمى بشر می خواهیم و لازمه رسیدن به این نقطه، تلاش جهادگونه است.
بی شک رسالت اصلی دانشگاه، علم آموزی است؛ اما خود علم آموزی، یک فرهنگ است و دانشگاه غير از مسئلهى علم، بايد به مسئلهى فرهنگ هم بپردازد؛ پرداختن به مسئله فرهنگ (تهذیب نفس، تعمیق معارف دینی، کسب خصال نیکوی اخلاقی و...) وظیفه دیگر دانشجویان است و مسئله ای بسیار مهم است و باید با نگاهی ظریف و مدبرانه، برنامه ریزی و مدیریت اساسی بشود.
علاوه بر علم و فرهنگ، باید در دانشگاه، روح سياسى زنده باشد و همین مسائل، جوانان امروز ما را برای مسئولیت ها و وظایف سنگین آینده آماده می کند و به آنها نشاط می بخشد. اگر دانشگاه از سياست به دور و برکنار باشد، اين دانشگاه خالى از شور و نشاط خواهد بود و به محلى براى رشد ميكروب هاى خطرناك فكرى و رفتارى تبدیل خواهد شد. بنابراین باید در دانشگاه، سیاست زنده باشد و «لعنت به کساني که تحرک سياسي را در دانشگاهها خواباندند و نابود کردند».
بنابراین می توان وظایف و مأموریت های اساسی و اصلی دانشگاه و دانشگاهیان را در سه سرفصل علم، فرهنگ و سیاست خلاصه نمود.
سه سرفصل اساسی ذکر شده، سوال های اساسی زیر را به وجود می آورد:
1- علم و دانش: چه کسانی در حال تدوین نقشه جامع علمی کشور هستند؟ وظیفه تولید علم و جنبش نرم افزاری بر عهده چه کسانی است؟ شکستن مرزهای دانش بر عهده کیست؟ طراحی و مدیریت «چرخه کامل علمی» بر عهده چه کسانی است؟ وظیفه تحول در علوم انسانی را چه کسانی بر عهده دارند؟ پیگیری و تثبیت علوم انسانی قرآنی بر عهده کیست؟ ارتباط حوزه و دانشگاه را چه کسی سازماندهی می کند؟ مطالبه و پیگیری آرمان «ذوب حوزه و دانشگاه در کالبد و روح واحد» بر عهده کیست؟ چه کسی برای رسیدن به «دانشگاه اسلامی» برنامه ریزی می کند؟ راه اندازی کرسی های نظریه پردازی بر عهده چه کسانی است؟ نخبه پروری علمی بر عهده کیست؟ ورود و خروج نخبگان به کشور را چه کسی مدیریت می کند؟ ساماندهی ارتباط دانشگاه و صنعت یا بازار کار برعهده چه کسانی است؟
2- فرهنگ: ایستادگی در برابر تهاجم و ناتوی فرهنگی بر عهده چه کسی است؟ عمق بخشیدن به معارف دینی بر عهده چه کسانی است و سازماندهی آن بر عهده کیست؟ فرهنگ قرآن و عترت را چه کسی باید اشاعه دهد؟ فرهنگ مهدویت را چه کسانی باید ترویج کنند؟ مراسم مذهبی (دعای ندبه و کمیل، زیارت عاشورا و آل یاسین، مناجات ابوحمزه و خمس عشره و...) را چه کسی باید مدیریت کند؟ در ایام خاص (دهه اول محرم، ایام فاطمیه، دهه کرامت و... )، برپایی خیمه و برگزاری جلسات و تنظیم برنامه های هیئات و حجم سنگین فعالیت های اجرایی، برعهده چه کسانی است؟ آوردن و بردن بزرگان علم و دین به دانشگاه بر عهده چه کسی است؟ متولی جلسات مذهبی هفتگی موجود در دانشگاه کیست؟ ترویج اندیشه های شهید مطهری در دانشگاه بر عهده چه کسی است؟ فرهنگ دفاع مقدس و شهادت طلبی را چه کسی باید در دانشگاه ترویج کند؟ یادواره شهدای دانشجو را چه کسی باید برگزار کند؟ یاد و نام شهیدان و وصیت نامه ایشان را چه کسی باید در دانشگاه ترویج کند؟ چه کسی باید دانشجویان و دانشگاهیان را صبور، قانع، مايل به كار، مايل به تحقيقات، اهل كار جمعى، اهل اغماض، اهل غلبه دادن عقل بر احساس، اهل انصاف، اهل وقتشناسى و اهل وجدان كارى بار بیاورد؟ وظیفه ی با دین مأنوس كردن، با عبادت انس دادن و لذت عبادت را چشاندن بر عهده چه کسی است؟ قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را چه کسی باید تبیین و ترویج کند؟
3- سیاست: چه کسانی باید قدرت تحلیل سیاسی دانشجویان را بالا ببرند؟ تربیت افسران جبهه جنگ نرم بر عهده چه کسی است؟ نخبه پروری سیاسی بر عهده کیست؟ تبیین شاخص های اسلام ناب و وصیت نامه امام(ره)، بر عهده چه کسانی است؟ بسترهای لازم برای کرسی های آزاداندیشی را چه کسانی باید فراهم کنند و جهت فکری آن را چه کسانی باید تعیین نمایند؟ جایگاه دانشگاه در هندسه جمهوری اسلامی کجاست و مدیریت حرکت هماهنگ دانشگاه و جامعه بر عهده چه کسی است؟ مطالبه گر کیست و مطالبه شونده کیست؟ آرمان ها کدام اند و آرمان خواهی وظیفه چه کسانی است؟ رابطه جریانات و تحولات جامعه و جنبش دانشجویی را چه کسی باید تنظیم کند؟ گفتمان حاکم بر انتخابات 1392 را چه کسی باید تعیین کند و این موضوع چه نسبتی با دانشگاه دارد؟ گفتمان عدالت و پیشرفت را چه کسی باید دنبال کند؟ عدالت خواهی به چه معناست و بر عهده کیست؟
***
فرهنگ بستر اصلي زندگي انسان و بستر اصلي حرکت عمومي یک کشور است و حتی سياست و علم، در بستر فرهنگي معنا می یابد. فرهنگ، يعني خلقيات و ذاتيات يک جامعه و يک ملت؛ تفکراتش، ايمانش، آرمانهايش. فرهنگ یعنی درك، برداشت، فهم، اعتقاد و باور انسانها و روحيات و خلقيات آنها در زندگى. این «بیان»، بیان فرهنگ است و سوال اساسی امروز، این است:
وظایف فرهنگی گفته شده در بند 2، بر عهده چه کسانی است؟
بعد از بررسی دقیق و بند به بند بیانات سید الحسنی الحسینی الخراسانی السید علی الخامنه اي دام ظله العالی به این نتیجه رسیدیم که تمامی اوامر و دستورات ایشان در باب مسئله فرهنگ در دانشگاه، خطاب به سه گروه زیر است:
1- به عموم دانشجویان: تمامی دستورات ایشان به دانشجویان، بعد فردی دارد: بخوانید، شرکت کنید، آشنا شوید، استفاده کنید، بیشتر کنید، تفکر کنید، تقویت کنید، عمق دهید، تهذیب کنید، انس بگیرید، کمتر کنید، پرهیز کنید و... .
2- به مسئولین دانشگاه ها: در مقابل، تمام خطاب های ایشان به مسئولین، بعد سازمانی دارد: مدیریت کنید، بسترسازی کنید، گسترش بدهید، به وجود بیاورید، برگزار کنید، ترویج کنید، اشاعه دهید، مأنوس کنید، تزریق کنید، بچشانید، بیاورید، ببرید، بار بیاورید و... . حتی ایشان در جمع وزیر علوم و مسئولان و اساتید دانشگاه تهران، می فرمایند: «بنابراين تعميق معرفت دينى، خيلى مهم است؛ انس با معارف اسلامى، خيلى مهم است. اين هم يك بخش كار فرهنگى است كه بايد ترويج شود. اينها متولى مي خواهد، متولىاش هم شمایيد؛ هيچ كس ديگر نيست. يعنى شما مديران و رؤساى گروههاى تحقيقى، متولى اين كار هستيد».
3- به دانشجویان نخبه و اساتید دانشگاه: ماموریت و وظیفه اصلی که مقام معظم رهبری، برای نخبگان فکری و اساتید دانشگاه در مسائل فرهنگی بیان می نمایند، جهت دهی تحولات، جنبش ها و سازمان های فرهنگی در درون و بیرون دانشگاه به سمت فرهنگ مطلوب است.
وظیفه هر گروه از دانشگاهیان را در مسائل فرهنگی دانستیم. اما یک سوال بسیار مهم به وجود می آید:
نقش دانشجویان و تشکل های دانشجویی در رابطه با مسائل فرهنگی
دانشگاه و مسائل فرهنگی کشور چیست؟
لازمه پاسخگویی به این سوال، بازتعریف «رابطه سیاست و فرهنگ» است. امروزه ماهيت كار فرهنگی -چه بخواهيم و چه نخواهيم- اصلاً سياسى است و امروز هر كس كه از اسلام و استقلال كشور حمايت مىكند، يك كار سياسى محض انجام مىدهد و این موضوع در رابطه با دیگر مذاهب و مکاتب سیاسی نیز صادق است. حال چون پرداختن به مسائل سیاسی را از اهم وظایف دانشجویی خود می دانیم، باید وارد مسائل فرهنگی شویم و با رویکردهای عدالت خواهانه، مطالبه گرانه و آرمان خواهانه، به انجام وظایف خویش بپردازیم و در مسائل اساسی فرهنگی، موضع خویش را مشخص کنیم و تا حد امکان، بر جریانات اساسی فرهنگی برون-دانشگاهی و درون-دانشگاهی تاثیر گذاریم؛ یعنی باید موضع خود را در رابطه با جشن خانه سینما یا جشنواره فیلم فجر بیان کنیم، باید دیدگاه خود را در رابطه با «طلا و مس»، «دمکراسی در روز روشن» یا «فیلم های سینمایی زرد» بیان کنیم، باید مطالبات خود را در رابطه با «صدا و سیما» و «نمایشگاه مطبوعات» بیان کنیم، باید نقد و نظر کارشناسانه و مطالبه گرانه خود را در رابطه با «یوسف پیامبر»، «مختارنامه» و «ملک سلیمان» بیان کنیم، باید دیدگاه خود را در رابطه با «دا»، «بابانظر» یا «خاک های نرم کوشک» بیان کنیم و... . همچنین در مسائل درون دانشگاه، باید از مسئولین بخواهیم که برنامه راهبردی خود را در عرصه فرهنگ دانشگاه بیان نمایند، باید از مسئولین بخواهیم که هر هفته، با حضور قاریان برجسته، برنامه ی انس با قرآن برگزار کنند، باید از مسئولین بخواهیم که تمهیدات لازم را برای حضور مستمر یا دوره ای اساتید بزرگ اخلاق در دانشگاه فراهم آورند، باید از مسئولین بخواهیم تا با هماهنگی مستمر با مراکز فرهنگی بیرون دانشگاه، اساتید برجسته ای را که به مشهد رفت و آمد می نمایند به دانشگاه دعوت کنند، باید از مسئولین بخواهیم گه بیلان کاری خود را در رابطه با قرآن و عترت بیان نمایند؛ باید از مسئولین بخواهیم که یادواره 144 شهید دانشگاه فردوسی را برگزار کنند؛ باید از مسئولین بخواهیم که به مناسبت های مختلف، نمایشگاه کتاب برپا کنند... باید از مسئولین بپرسیم که برای هفته دفاع مقدس چه کرده اید؟ باید از مسئولین بپرسیم که برای حجاب و عفاف چه کرده اید؟ باید از مسئولین بپرسیم که چرا نمایشگاه کتاب را اینگونه برگزار کرده اید؟ باید از مسئولین بپرسیم که ... .
باید بتوانیم که در حوزه فرهنگ، آرمان ها را ببینیم و با حضور پویا و گفتمان ساز، و با رویه ای مطالبه گرانه، هر چیز را در جای خود قرار دهیم و عدالت را برپا کنیم.
بعد از شنیدن این پاسخ، دو سوال اساسی زیر بوجود می آید:
آیا ساختارهای فرهنگی دانشگاه و نیروی انسانی که در این قالب مشغول کار است، توانایی برگزاری مراسم آبرومند برای ایام محرم یا یادواره 144 شهید دانشگاه فردوسی را دارد؟
در رابطه با این سوال و توانایی بالفعل ساختارهای فرهنگی دانشگاه، آیه کریمه زیر به ذهن متبادر می گردد:
***خداوند مثالى زده است: دو نفر را، كه يكى از آن دو، گنگ مادرزاد است و قادر بر هيچ كارى نيست و سربار صاحبش مىباشد و او را در پى هر كارى بفرستد، خوب انجام نمىدهد؛ آيا چنين انسانى، با كسى كه امر به عدل و داد مىكند، و بر راهى راست قرار دارد، برابر است؟!*** (نحل: 76).
ما ساختار فرهنگی دانشگاه را ناتوان تر از آن می بینیم که حتی بتواند یک مراسم ساده، مانند زیارت آل یاسین و سخنرانی بعد از آن را به صورت مستمر و صحیح برگزار نماید (کاری که هیئت دانشجویی سیدالشهداء در دانشگاه فردوسی، آن را به خوبی انجام داده است و می دهد)؛ بنابراین بدیهی است که هیچگاه نمی توان برای برگزاری یادوراه 144 شهید دانشگاه فردوسی یا خیمه ایام فاطمیه، به این ساختار تکیه و اعتماد نمود. حال دو سؤال اساسی دیگر بوجود می آید:
الف) ساختار آرمانی مدیریت فرهنگی چگونه است؟
برای پاسخ گویی به سؤال اول، باید به ساختار مدیریت امور دانشجویی - که با مدیریت امور فرهنگی در دانشگاه، سطح سازمانی یکسانی دارد- توجه کنیم: یکی سرپرست خوابگاه است، دیگری سرپرست اداره رفاه است، آن یکی اداره تغذیه را بر عهده دارد، دیگری مسئول حسابداری مجموعه است و... . مجموعه ای با این عظمت، به رفع نیازهای جسمی دانشجویان می پردازند و بدیهی است که به دلیل گستردگی و پیچیدگی نیازهای روحی انسان، مجموعه ای بسیار بزرگ تر و دقیق تر (حتی در حد یک معاونت جداگانه)، باید به رفع نیازهای روحی دانشجویان بپردازد:
سرپرست اداره معارف دینی: کارشناس مهدویت، کارشناس ولایت فقیه، کارشناس جنگ نرم، کارشناس حجاب و عفاف، کارشناس قرآن، کارشناس اهل بیت و...
سرپرست اداره مراسمات مذهبی و نمایشگاه های فرهنگی: کارشناس ادعیه، کارشناس زیارت، کارشناس هیئت، کارشناس نمایشگاه و....
سرپرست اداره اخلاق و فرهنگ عمومی: کارشناس اساتید اخلاق، کارشناس دفاع مقدس، کارشناس کتاب و کتابخوانی، کارشناس فرهنگ عمومی دانشگاه و...
سرپرست اداره مشاوره: کارشناس ازدواج، کارشناس برنامه ریزی تحصیلی، کارشناس اعتیاد، کارشناس مسائل خوابگاه و...
سرپرست اداره مسائل هنری، کارشناس تئاتر، کارشناس موسیقی، کارشناس سینما، کارشناس هنرهای تجسمی و...
سرپرست اداره عمومی: کارشناس تبلیغات، کارشناس اطلاع رسانی، کارشناس چاپ و نشر، کارشناس هماهنگی، مجموعه ای نیروهای اجرایی، فنی و خدماتی و... .
به شرط حضور پرنشاط و مطالبه گرانه دانشجویان در کنار این ساختار، مدیریت فرهنگی دانشگاه خواهد توانست که «امر به عدل و داد بکند و بر راهى راست قرار بگیرد».
ب) فعالیت های فرهنگی دانشجویی (کانون ها، هیئت سیدالشهداء، دفاتر اندیشه و پژوهش و...) در آینده به چه شکل خواهد بود؟ آیا تضعیف یا حذف خواهند شد؟!
ساختار نوین مدیریت فرهنگی، باید بتواند علاوه بر حفظ کانون های فرهنگی، به تسهیل و تحکیم فعالیت های فرهنگی دانشجو-محور بپردازد. برای مثال در برگزاری برنامه های هیئت دانشجویی سیدالشهداء، مدیریت فرهنگی وظیفه دارد تا علاوه بر بودجه کافی، فضای مناسب مسجد، کامپیوتر و...، چند نیروی فنی-خدماتی، کارشناس تبلیغات و کارشناس هیئت را نیز در کنار دانشجویان قرار دهد تا علاوه بر کم کردن بار فعالیت های اجرایی از دوش دانشجویان، کارشناس هیئت بتواند تجارب خود را در قالب مشاور و برادر ناصح به دانشجویان انتقال دهد و تسهیل کننده ارتباطات هیئت با بزرگان یا معاونت فرهنگی باشد.
چگونه می توان به این ساختار آرمانی دست یافت؟
لازمه دستیابی به این ساختار، در کنار هم قرار گرفتن سه عنصر اساسی است:
1- عزم جدی مسئولین عالی رتبه دانشگاه و معاونت دانشجویی و فرهنگی برای تغییر
2- پیگیری جدی دانشجویان فعال فرهنگی دانشگاه تا رسیدن به ساختار نوین معاونت فرهنگی دانشگاه.
3- مطالبه جدی نخبگان، تشکل های سیاسی و بدنه عمومی دانشجویان از مدیران فرهنگی دانشگاه و فعالان فرهنگی تا به سرانجام رسیدن این ساختار.
***
بر اساس آنچه تا به اکنون گفته شد، مطالبات و برنامه های خود را در سه بند زیر، بیان می نماییم:
1- از معاونت محترم دانشجویی و فرهنگی دانشگاه و مدیریت امور فرهنگی و فوق برنامه تقاضا داریم تا با مطالعه دقیق مطالب گفته شده، علاوه بر اعلام نظر کلی خود در رابطه با ساختار طرح شده، در صورت موافقت، برنامه اولیه خود را در رابطه با اجرای آن بیان نمایند.
2- به زودی نشستی با حضور دانشجویان فعال فرهنگی در دانشگاه برگزار خواهد شد. از تمامی بزرگوارنی که تمایل دارند تا در پی ریزی نظم نوین فرهنگی در دانشگاه، وظیفه خود را به انجام رسانند، دعوت می نماییم تا با ارسال نام خانوادگی خود به 09357737605، آمادگی خود را برای حضور در جلسه اعلام نمایند. هدف از برگزاری این جلسه، یافتن راهکاری عملی برای سرعت بخشی به ساختار آرمانی مدیریت فرهنگی است.
3- از بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی، جنبش عدالت خواه دانشجویی و دیگر تشکل های آرمان خواه و مطالبه گر دانشگاه فردوسی تقاضا داریم تا با انعکاس و تحلیل این بیانیه برای دانشجویان و مطالبه جدی راهکارهای ذکر شده در آن، نقش اساسی خود را در این تحول فرهنگی ایفا نمایند.
بدیهی است که در صورت عدم پاسخگویی کارشناسانه مخاطبان مختلف این بیانیه به مباحث مطرح شده، همچون همیشه، از طرق دیگر، این موضوع را پیگیری خواهیم نمود.
نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به رئیس دانشگاه
پروردگارا! تو شاهد باش به آنچه كه وظيفهمان است عمل كرده و فرياد ميزنيم و مسئولان، استادان، دانشجويان و دانشگاهيان را آگاه ميسازيم.
جناب آقاي دكتر جبلعاملي
رئيس دانشگاه علم وصنعت ايران؛
سلام عليكم؛
با گذشت 30سال از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و برپايي حكومت ولايي و شيعي در اين سرزمين، و پس از تحمل درد و رنجهاي فراوان اين ملت براي رسيدن به آرمانهاي اسلاميشان، انتظار ميرفت كه حداقل در مكاني همچون دانشگاه كه نماد فرهنگ متعالي يك كشور است، شاهد پايمال شدن حد و حدود اخلاقي و از آن بدتر عبور بيتوجه مسئولان از كنار آن نباشيم. اينك با دلي پر خون و اندوهي ناشي از شرمساري در برابر پروردگار از كوتاهي رخ داده، هشدارنامهاي سرگشاده خدمتتان ارسال ميشود.
متأسفانه امروز در دانشگاه علموصنعت شاهد كجدهني و بيحرمتي عدهاي هرچند اندك به اعتقادات دينيمان هستيم. اما تا كي بايد مقابل اين بيحرمتيها ساكت بود و اين هنجارشكنيها را همچون استخوان در گلو تحمل كرد؟
دانشگاهي كه به فرموده امام امت(ره) بايد مبداء تحولات باشد، با وجود حضور عدهاي فراوان از دانشجويان فرهيخته و متعهد، امروزه توسط عدهاي قليل كه هيچ ارزش و احترامي براي فضاي علمي دانشگاه و اساتيد و دانشجويان متصور نيستند، به عرصه بيعفتي و بيحجابي اندك افراد جاهل و غافل يا عامد تبديل شده است.
دانشگاهي مبداء تحولات خواهد بود كه فضاي غالب آن فضاي علماندوزي و دانشمحوري باشد؛ نه اينكه محلي براي بيبندوباري و اباحهگري گروهي كوچك براي خدشهدار كردن فضاي علمي و اسلامي دانشگاه باشد و همه دانشجويان دانشگاه ميدانند كه اصليترين عامل به وجود آمدن اين وضعيت بيتوجهي غيرقابل انكار، سهلانگاري مفرط و كمكاري محض و غيرقابل چشمپوشي شما و برخي مديران در به كار بستن راهكارهاي فرهنگي و انجام وظايف در پيشگيري از اين فجايع دردناك اخلاقي و اقدام به برخورد قاطعانه در برابر اين معدود افراد انگشتشمار و هنجارشكن و متعمد بوده و هست و با ادامه اين روند بيم آن ميرود كه اين ضايعه، دانشگاه را از رسالت خود كه همان ايجاد محيطي سالم براي رشد علمي و معنوي دانشجويان باشد، منحرف سازد. قطعاً با ادامه اين روند ديري نخواهد گذشت كه فضاي دانشگاه ما نيز همانند برخي از دانشگاهها و مراكز به اصطلاح فرهنگي شود و ديگر اميدي به اصلاح از درون آن نباشد.
اخيراً فعاليتهايي از سوي مسئولان انجام شده است؛ ولي ناباورانه مشاهده كرديم كه تنها ماحصل تمام اين فعاليتها چيزي جز چاپ شدن چند برگه كاغذي با عنوان "منشور و ضوابط رفتاري دانشگاهيان علم و صنعت ايران " نبوده كه به ذات داراي هيچ ارزشي نيست؛ مگر آنكه اجرايي شود.
مطالبه دانشجويان دانشگاه از شما به عنوان رييس دانشگاه، اصلاح جو مسموم و ايجاد فضايي سالم براي علم آموزي و جلوگيري از رشد و گسترش اين بياخلاقيها در دانشگاه به صورت جدي و به دور از هرگونه كوتاهي و كمكاري و برخورد با اشخاص متعمد است.
برخورد صريح و قاطع و به دور از مسامحهكاري با اندك افرادي كه آگاهانه و مغرضانه و بيمحابا و با احساس امنيت خاطر مرزهاي اخلاقي را وقيحانه زير پا گذاشته و در عين سكوت غيرقابل پذيرش و نابخشودني شما با رفتارهاي زننده و حرمتشكنانه خود در ملأ عام، اعتقادات و ارزشها را به سخره گرفتهاند، لازم و ضروري است.
و كلام آخر، گوشهاي است از بند "م " وصيتنامه سياسي الهي امام راحل(ره) از باب اتمام حجت: "بايد همه بدانيم كه آزادي به شكل غربي آن كه موجب فساد و تباهي جوانان و دختران و پسران ميشود از نظر اسلام و عقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و كتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح اسلام حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است و از آزاديهاي مخرب بايد جلوگيري شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف يا حيثيت جمهوري اسلامي است به طور قاطع اگر جلوگيري نشود، همه مسئول هستند و مردم و جوانان حزباللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند، به دستگاههاي مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند، خودشان مكلف به جلوگيري هستند. خداوند تعالي مددكار همه باشد. "
والسلام علي من اتبع الهدي