۲۳ آبان ۱۳۸۹ - ۱۷:۵۰

خاتمي‌كه‌آمدمواضع‌ضدآمريكايي‌رفت

کد خبر : ۱۲۹۵۲
رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با اشاره به اينكه با روي كارآمدن خاتمي در سال 80 مواضع ضدآمريكايي مجمع روحانيون مبارز تغييركرد، گفت: كروبي علت اين تغيير را اينگونه بيان كرد كه دوستان ما در مجمع به اين نتيجه رسيده‌اند كه مبارزه با آمريكا راه به جايي نمي‌برد.

حجت‌الاسلام سيدحميد روحاني در گفت‌وگوي تفصيلي با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا» با اشاره به سفر مقام معظم رهبري به قم، اظهارداشت: قم در سرنوشت كشور ما نقش بسيار عظيم، برجسته و منحصر به فردي داشته و از زمان‌هاي دور كانون فعاليت‌هاي سياسي و اسلامي بوده است.

وي با بيان اينكه در دوران مشروطه وقتي رهبران آن نهضت مجبور به ترك تهران شدند به قم رفتند، تصريح‌كرد: آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري، آيت‌الله بهبهاني و طباطبايي و ديگر رهبران آن نهضت در قم مستقر ‌شدند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي ادامه داد: در جريان هجرت آيت‌الله شهيد سيد‌حسن مدرس، وقتي تهران در معرض حمله روس‌ها قرار داشت، وي با همراهان خود از تهران هجرت كرد و در قم مستقر شد و در آنجا كميته دفاع را تشكيل داد.

وي گفت: قم از نظر فعاليت‌هاي سياسي نقش برجسته‌اي داشته و در سال 1299 كه نقشه كودتاي انگليسي در ايران به اجرا در مي‌آيد و سيدضيا براي رساندن رضاخان به قدرت دست به كودتا ‌زد همزمان با آن علماي نجف و ايران با يكديگر مذاكره كرده و زمينه براي تشكيل حوزه علميه قم را هموار مي‌سازند.

حجت‌الاسلام روحاني افزود: حوزه علميه قم همزمان با نقشه انگليس براي اسلام‌زدايي و پيشبرد سياست استعماري در از رسميت انداختن اسلام تشكيل شد و نقش بسيار مهمي در مقابله با توطئه رضاخاني داشت.

وي اضافه‌كرد: در سال 1300 كه حوزه علميه قم تشكيل مي‌شود تا سقوط رضاخان در شهريور 20 حوزه علميه از حركت و خروش باز نماند، علماي ايران كه عليه رضاخان قيام كردند غالباً در قم مستقر مي‌شدند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه حوزه علميه قم نقش بسيار مهمي در شكست سياست رضاخاني داشت، اظهارداشت: بعد از شهريور 20 نيز حوزه علميه قم با حركت و خروشش بيش از گذشته جلوه‌گر ‌شد؛ حركت فدائيان اسلام، مبارزات روحانيون قم با حزب توده كه در قم بسيار فعال شده بودند و مبارزات و مقابله‌شان با نقشه‌ رژيم شاه كه مي‌خواستند رضاخان را در قم دفن كنند كه حوزه قم اين اجازه را نداد از جريان‌هاي تاريخي آن حوزه است.

وي بر همين اساس حركت فدائيان اسلام را يكي از مسائلي دانست كه در جهت مبارزات ضد استعماري بسيار برجسته بود، افزود: آيت‌الله بروجردي كه زعامت حوزه قم و مرجعيت جهان تشيع را برعهده داشتند نقش بسيار مهمي در شكست سياست بيگانگان و استعمار‌گران در ايران ايفا كردند كه نقش آيت‌الله بروجردي و مقابله ايشان با رژيم شاه بحث مفصلي دارد.

حجت‌الاسلام روحاني ادامه داد: بعد از فوت آيت‌الله بروجردي نهضت از قم آغاز ‌و زمينه انقلاب اسلامي در قم در سال 1341 فراهم ‌شد و 15 خرداد 42 نتيجه آن حركت است و شالوده نهضت امام (ره) و انقلاب اسلامي را فراهم كرد.

وي تصريح‌كرد: از آنجا كه حوزه علميه قم هميشه پايگاهي در جهت پيشرد اهداف مردمي و آرمان‌هاي اسلامي بوده مقام معظم رهبري هم نسبت به حوزه علميه قم عنايت ويژه‌اي دارند و هميشه در تقويت اين حوزه كوشيده‌اند و به حوزه علميه قم در جهت پيشبرد آرمان‌هاي اسلامي و مسائل علمي و سياسي توجه خاصي دارند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي بر همين اساس مسائلي را كه مقام معظم رهبري در قم مطرح كردند را بسيار اساسي و ريشه‌اي دانست و متذكرشد: بعد از سقوط رضاخان در شهريور 1320 استعمار انگليس دريافت كه مقاومت روحانيت در ايران اجازه نمي‌دهد كه آنها بتوانند به دست رضاخان اسلام را از رسميت بيندازند و سياست بيگانگان را در جهت حاكم كردن يك نظام لائيك فراهم سازند.

* تلاش دشمنان، حاكم كردن اسلام منهاي سياست است كه براي آنها خطري نداشته باشد

وي گفت: استعمار كه با سرنيزه رضاخاني نتوانست اسلام را در ايران از رسميت بيندازد برنامه‌هاي ديگري را براي اسلام زدايي به وجود آورده و يكي از آن برنامه‌ها جدايي دين از سياست بود؛ گروهي در ايران بعد از شهريور 1320 فعال شدند كه حرفشان اين بود كه اصولا دين از سياست جدا است، آن زمان اسمشان انجمن تبليغات اسلامي بود كه بعدا به نام انجمن حجتيه تغيير نام داد و آنها از آن روز تاكنون به شدت اين سياست را دنبال مي‌كنند تا بتوانند به تعبير حضرت امام (ره) يك اسلام آمريكايي در ايران حاكم كنند چراكه اسلام منهاي سياست و حركت و خروش و يك اسلام كاملا خشك عبادي كه براي هيچ قدرت و تشكيلات استعماري خطرناك نباشد، مورد توجه جهانخواران است.

حجت‌الاسلام روحاني با اشاره به اينكه در مقابل، يك جريان ديگر كه مكمل همين مسئله بود به وجود آمد و آن اسلام منهاي روحانيت است، گفتند اسلام احتياجي به روحانيت ندارد، قرآن براي همه نازل شده و به آن عمل مي‌كنيم و نيازي نيست براي فهم قرآن و عمل به اسلام به علما و روحانيت اتكا داشت.

وي ادامه داد: اين تفكر در نخستين مرحله از فراماسونري‌ها شروع شد و سازمان فراماسونري از زماني كه در ايران فعال شد يكي از نقشه‌هاي آنها اين بود كه اسلام را از كارشناسان اسلامي جدا كنند گفتند كه براي فهم اسلام احتياجي به روحانيت نيست.

اين پژوهشگر با بيان اينكه چنين انديشه‌اي از سوي استعمارگران در بين جوانان ترويج مي‌‌شود، افزود: در هر مقطعي كه روحانيت در صحنه حضور داشته و منافع استعمارگران را به خطر انداخته مسئله اسلام منهاي روحانيت اوج گرفته و آخرين مرحله آن در دوران نهضت امام(ره) بود.

حجت‌الاسلام روحاني با بيان اينكه در آن مقطع كه امام(ره) به شدت عليه رژيم شاه و استعمار آمريكا مبارزه را اوج بخشيده بودند و شخصيت‌هاي بزرگي مثل آيت‌الله سعيدي در زندان‌ها به شهادت مي‌رسيدند، در حسينيه ارشاد صحبت از جدايي اسلام از روحانيت بود و روي آن كار مي‌شد تا نسل جوان را از روحانيت دور كنند.

وي تصريح كرد: در بازجويي‌ها و زندگي‌نامه بسياري از مجاهدين خلق در ساواك و در دادگاه، من مطالعه داشته‌ام كه آنها مي‌گويند ما در مسجد پاي منابر روحانيون گرايش به سياست پيدا كرده و با حضور در حسينيه ارشاد از روحانيت زده شديم.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي ادامه داد: امروز جريان اسلام منهاي روحانيت براي مقابله با رهبري و ولايت برجسته شده و دشمنان داخلي و خارجي در اين زمينه كار مي‌كنند؛ چراكه آنها دريافته‌اند كه مقام معظم رهبري مانند ديدباني هميشه بيدار، سدي پولادين و تسخير‌ناپذير در برابر نقشه‌هاي استعماري ايستاده‌اند و از انقلاب پاسداري مي‌كنند.

وي با بيان اينكه مقام معظم رهبري راه امام(ره) را ادامه داده و مانند ديده‌بان مراقب نقشه‌ها و نيرنگ‌هاي دشمنان هستند، افزود: بنابراين دشمنان براي در هم شكستن چنين سدي روي مسئله جدايي دين از سياست و اسلام منهاي روحانيت كار مي‌كنند.

*فتنه سال 88 از تمام فتنه‌هاي 30 سال انقلاب خطرناك‌تر و حساب‌شده‌تر بود

وي با تأكيد بر اينكه توطئه جدايي اسلام از سياست بسيار حساس و خطرناك است، يادآور شد: با بيداري و آگاهي ملت ايران اين توطئه تاكنون خنثي شده است.

حجت‌الاسلام روحاني با اشاره به اينكه فتنه سال گذشته از تمام فتنه‌هاي 30 سال انقلاب خطرناك‌تر، ريشه‌اي‌تر و حساب‌شده‌تر بود، اضافه كرد: دشمن با تجربياتي كه در اين 30 سال به دست آورده بود، در صدد واردكردن ضربه سنگين و ويرانگر بر پيكره انقلاب اسلامي بود چراكه زمان زيادي روي اين فتنه كار و فكر شده بود و آنها تمام نيروهاي ضدانقلاب و عناصر مشكل‌دار با اسلام و انقلاب را بسيج كرده بودند.

وي با اشاره به حمايت بهائيت، صهيونيست، هم‌جنس بازها، تجزيه‌طلبان، منافقان و سلطنت‌طلبان از جريان فتنه 88، تصريح كرد: تمام اين گروه‌ها در سال گذشته عليه كشور بسيج شده بودند تا با ياري استكبار جهاني عليه ايران اسلامي با فتنه‌گران همراهي كنند، آنها چهره‌هاي به ظاهر انقلابي از ياران امام (ره) را نيز فريب داده و به صحنه آورده بودند كه اين امر نشان دهنده ارزيابي و بررسي كارشناسي دشمنان در خصوص قدرت‌طلبي اين افراد بود.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه اين افراد قدرت‌طلب براي رسيدن به قدرت و مقام هر خيانتي را مرتكب شدند، گفت: در اين مقطع دو اهرم نقش زيادي در شكست توطئه سال گذشته داشت اول هوشياري و آگاهي مقام معظم رهبري و بينش عميق ايشان و دوم آگاهي مردم كه نمونه بارز آن در 9 دي ماه و 22 بهمن متجلي شد؛ هرچند اين شكست دشمن لطف الهي نسبت به انقلاب بود.

*كاپيتولاسيون زيربنايي براي به وجود آمدن 13 آبان بود

وي در ادامه با اشاره به وقايع 13 آبان در تاريخ انقلاب، اظهارداشت: در سال 1343 در حالي لايحه كاپيتولاسيون از سوي آمريكا بر ايران تحميل شد كه آنها بر ايران مسلط بوده و محمد‌رضا پهلوي صرفا يك آلت دست و مجري سياست آنها بود، از اين رو احتياجي به تصويب كاپيتولاسيون نبود اما اينكه چرا آنها دست به اين كار زدند براي اين بود كه ملت‌ها از سوي آمريكا به عنوان يك استراتژي هميشه دنبال شده است.

حجت‌الاسلام روحاني با بيان اينكه آمريكا از يك ملت زنده، آگاه و سربلند به شدت نفرت دارد، تصريح كرد: ملت برجسته و روشن‌ضمير هيچ‌گاه تن به ذلت و حقارتي كه آمريكا در صدد تحميل آن است نمي‌دهند، از اين رو آمريكا بعد از ورود به هر كشوري ابتدا ملت‌ها را تحت فشار قرار داد و حكومت پليسي را بر آنها تحميل مي‌كند تا روحيه آزاد‌منشي را از آنها سلب و احساس پوچي و بي‌هويتي را به ملت‌هاي آزاده منتقل كند.

وي گفت: زماني در ايران مردم احساس بي‌عرضه بودن در امور را داشتند و از افراد عادي تا مسئولان احساس پوچي مي‌كردند، رزم‌آرا در نطق خود در شوراي ملي مدعي شد كه ايراني يك لوله‌هنگ هم نمي‌تواند بسازد، پس چطور مي‌خواهد كشور را اداره كند، لذا اين دروغ جاافتاده بود و استعمار آن را نهادينه كرده بود كه ايراني بي‌عرضه‌ است! اما با آغاز نهضت امام (ره) در سال 41، ملت سرخورده و دل‌مرده‌اي كه رژيم شاه به وجود آورد، احياء شدند و روحيه گرفتند كه براي آينده استعمار خطرناك بود.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي ادامه داد: آمريكا گمان مي‌كرد چنانچه كاپيتولاسيون را بر ايران تحميل كند، قادر به سرخورده و نااميد كردن و به بي‌هويتي كشاندن مردم ايران است تا جايي كه يك ايراني احساس كند يك سرباز آمريكايي بر يك ايراني صاحب منصب تفوق دارد، يعني اگر يك سرباز آمريكايي به بالاترين مقام رژيم شاه سيلي مي‌زد، او نمي‌توانست شكايتي كند چراكه آمريكايي‌ها مصونيت داشتند.

وي با تاكيد بر اينكه آمريكا همچنان سياست تحقير ملت‌ها را دنبال مي‌كند، عنوان كرد: آنها رژيم كاپيتولاسيون را در پاكستان و اندونزي تحميل كردند و هدف آنها به ذلت كشاندن مردم اين كشورها بود.

اين پژوهشگر با اشاره به احساس خطر آمريكا در سال 43 از نهضت امام (ره) علي‌رغم كشتار مردم در 15 خرداد، بيان داشت: مردم بعد از 15 خرداد با كسب آگاهي و آمادگي براي رويش بيشتر باعث شدند آمريكا نتواند آنها را به دوران پوچي و بي‌هويتي بازگرداند، وقتي كاپيتولاسيون به تصويب رسيد، تنها مقامي كه در مواجه با آن خيانت فرياد اعتراض بلند كرد، حضرت امام (ره) بود.

وي با تأكيد بر اينكه نهضت آزادي، جبهه‌ ملي و چه افرادي كه شعار پان ايرانيسم مي‌دادند، اعتراضي نكردند، متذكر شد: آنهايي كه شعار مي‌دادند «چو ايران نباشد تن من مباد» و نشريه‌اي به نام خاك و خون داشتند در آن شرايط حتي نفس هم نكشيدند چراكه استعمار‌گران در ايران براي گروه‌هاي سياسي اين دروغ را جا انداخته بودند كه كشورهاي ضعيف بدون وابستگي به يك ابرقدرت، حتي توانايي دادن يك اعلاميه را هم ندارند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با تأكيد بر وجود حكومت ديكتاتوري در آن زمان، اظهار داشت: گروه‌هاي سياسي گمان مي‌كردند براي مبارزه با رژيم ديكتاتوري شاه بايد به يك قدرت بزرگ مثل آمريكا وابسته باشند از اين رو مقابله با كاپيتولاسيون را مقابله با آمريكا دانسته و به ان اعتراضي نمي‌كردند، اما با موضع‌گيري امام(ره) در مقابل كاپيتولاسيون، شاه طبق دستور آمريكا حضرت امام را از ايران تبعيد كرد.

وي با اشاره به سندي در كتاب نهضت امام خميني (ره) از سفارت آمريكا، ادامه داد: در نامه‌اي كه از طرف وزير مختار سفارت آمريكا در ايران به يكي از مقامات آمريكايي نوشته شده به تبعيد امام (ره) اشاره شده است.

حجت‌الاسلام روحاني با اشاره به اينكه مردم نمي‌پذيرفتند كه مرجع تقليد آنها بدون اثبات جرم و بازجويي از كشور تبعيد شود، يادآور شد: در روز 13 آبان در حالي كه مرجع تقليد كشور كه طبق قانون اساسي نظام مشروطه مصونيت قانوني دارد، تبعيد شده و اين در حالي است كه با تحميل كاپيتولاسيون به ايران، سربازان آمريكايي مصونيت پيدا مي‌كنند و دشمن بر جان و مال و ناموس ملت مسلط مي‌شود.

وي با تأكيد بر اينكه تحميل كاپيتولاسيون براي ملت ايران بسيار دردناك بود، متذكر شد: زماني كه انقلاب اسلامي ايران اوج گرفت در 13 آبان دانش‌آموزان و دانشجويان كه به همراه همه ملت‌ به پا خواسته بودند به دست ارتش جرار محمد‌رضا شاه به خاك و خون كشيده شدند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با بيان اينكه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي رشدي كه ملت ايران در سايه نهضت امام (ره) و انقلاب اسلامي كسب كرده بود راه امام و نهضت امام (ره) را ادامه داد، گفت: نهضت امام خميني دو بعد داشت، يك بعد آن مبارزه با استبداد و بعد ديگر مبارزه با استعمار بود؛ با سرنگوني نظام 2500 ساله شاهنشاهي بعد استبدادي آن به پيروزي رسيد اما بعد استعماري آن هنوز باقي مانده بود و هنوز آمريكا در ايران پايگاه داشت و با تسخير لانه جاسوسي بعد ضد استعماري نهضت امام (ره) نيز به پيروزي رسيد.

وي با اشاره به اينكه وقتي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام (ره) در سال 1358 به لانه جاسوسي يورش بردند و آنجا را تصرف كردند امام (ره) آن را انقلابي بزرگ‌تر از انقلاب سال 57 دانستند، تصريح‌كرد: انقلاب اول براي سرنگوني شاه بود و استبداد را از ميان برد اما انقلاب دوم دست استعمار را از سرنوشت كشور قطع كرد از اين رو جريان تصرف لانه جاسوسي و قطع دست آمريكا از سرنوشت كشور ايران بسيار عظيم، مهم و سرنوشت‌ساز است.

حجت‌الاسلام روحاني با بيان اينكه اگر اين اقدام صورت نمي‌گرفت در آينده خطرات جدي براي جمهوري اسلامي ايران پديد مي‌آمد، متذكرشد: تصرف لانه جاسوسي در امتداد نهضت و انقلاب اسلامي بسيار ارزشمند است و اگر دشمنان مسائلي را مثل اينكه امام راحل از اين موضوع خبر نداشتند يا اينكه اين اقدام به ضرر كشور است و افرادي همچون بني‌صدر اين ادعا را داشتند كه در واقع ملت ايران به گروگان آمريكا در آمد بازي‌هايي دانست كه مي‌خواهد اين حركت عظيم را زير سؤال ببرد.

وي در ادامه حركت دانشجويان در 13 آبان را در راستاي خط امام (ره) و شناختي كه ملت از راه امام (ره) ارزيابي كرد.

* مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) متاثر از تفكرات باند مهدي هاشمي است

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي در بخش ديگري از گفت‌وگوي خود با اشاره به فضاي حاكمي كه در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) وجود دارد، اظهارداشت: اطلاعيه حميد انصاري در خصوص موضع‌گيري پسر حسينعلي منتظري عليه مرحوم حاج‌‌احمد در خصوص نامه ششم فروردين 68 نشان از خفقان داخلي اين مؤسسه دارد.

وي با بيان اينكه پسر منتظري منكر اين مي‌شود كه اين نامه از امام (ره) است، تصريح‌كرد: حميد انصاري در اين اطلاعيه هم راجع به جامعه روحانيت و هم به اين قضيه پرداخته است؛ انصاري در اين اطلاعيه از منتظري نام نمي‌آورد و از او با عنوان قائم‌مقام وقت ياد مي‌كند كه اين تعبير معناي خاصي دارد.

رئيس بنياد تاريخ پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي در ادامه يادآورشد: در بيانيه حميد انصاري اگر نام منتظري با عنوان آيت‌الله آورده مي‌شد از سوي مردم مورد اعتراض قرار مي‌گرفت كه فردي را كه امام (ره) عزل كرده كه آيت‌الله نيست و اگر بدون عنوان از منتظري نام مي‌آورد هواداران منتظري كه از بيت امام (ره) محاكمه هستند اعتراض مي‌كردند كه چرا از او با احترام و القاب نام برده نشده است؛ لذا انصاري ناگزير شده با عنوان قائم‌مقام وقت مشكل را حل كند؛ اين نوع بيان انصاري نشان مي‌دهد نفوذ و حاكميت باند مهدي هاشمي و شيخ حسينعلي منتظري در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) بيش از حد تصور است.

وي يادآورشد: وقتي خاطرات منتظري منتشر شد حميد انصاري تمام ماه رمضان تا صبح بيدار بود و نقد و جواب خاطرات منتظري را مي‌داد و ما با خوشحالي از اين عمل انصاري هيچ اقدامي را انجام نداديم اما پس از دو سال باند مهدي هاشمي اجازه انتشار آن را به وي ندادند.

حجت‌الاسلام روحاني با بيان اينكه نفوذ افرادي كه اكنون در دفتر و مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) مربوط به امروز نيست، خاطر‌نشان كرد: در زمان خود امام (ره) و حاج احمدآقا نيز اين افراد وجود داشتند اما حاج احمد به دليل آگاهي و رشد فكري و تجربياتي كه در دوران مختلف نهضت امام (ره) كسب كرده بود با اينكه در خانه امام راحل را بركسي نمي‌بست اما در نهايت آنچه مد نظر حضرت امام بود را انجام مي‌داد و اجازه سوء‌استفاده به عناصر مرموز نمي‌داد.

وي با اشاره به مصاحبه اخير يكي از اعضاي جامعه مدرسين مبني بر اينكه امام (ره) در سال 42 كه دستگير شدند، عنوان مرجعيت نداشتند، يادآورشد: اين اظهارنظر اشتباه است؛ طبق برخي اسناد كه در كتاب نهضت امام خميني دفتر اول آمده است امام (ره) در زمان آقاي بروجردي نيز در مقام مرجعيت بودند و بنابر اذعان برخي از مقامات رژيم شاه كه در اين مورد ارزيابي‌هايي كرده بودندف امام (ره) از سال 1335 در بعضي از شهرستان‌ها مقلد داشته‌اند.

*به مفيد بودن خاتمي براي انقلاب اميدي نيست

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي در خصوص ادعاي جدايي خاتمي از فتنه‌گران، اظهار داشت: رفتار اشخاص قابل پيش‌بيني نيست اما خاتمي هيچ سابقه مبارزاتي نداشته و در جريان انقلاب نبوده و روحيه انقلابي، مقاومت و پرخاشگري هم در او نيست؛ از اين رو روحيه مسالمت‌طلب خاتمي اقتضا مي‌كند كه از تند‌روي عناصر فتنه‌‌گر جدا شود.

وي با اشاره به اينكه به مفيد بودن خاتمي براي انقلاب اميدي نيست، تصريح‌كرد: در مسير امام(ره) بودن، روحيه انقلابي، فداكاري و خداجويي ويژه‌اي مي‌خواهد كه در هر كسي وجود ندارد.

* كروبي بدون هماهنگي نام من را در ليست مجمع روحانيون قرار داده بود

وي در بخش ديگري از گفت‌وگوي خود در خصوص فعاليت‌هاي مجمع روحانيون مبارز اشاره كرد و متذكرشد: مجمع روحانيون مبارز در سال 1367 شكل گرفت؛ در حالي كه بنده در سفر بودم اما پس از بازگشت به تهران متوجه شدم كروبي تشكيلاتي راه‌اندازي كرده و اسم من را نيز در آن قرار داده است.

*مجمع روحانيون در ابتدا به شدت عليه هاشمي رفسنجاني مي‌تاختند

حجت‌الاسلام روحاني با بيان اينكه در ابتدا درصدد تكذيب عضويت خود در مجمع روحانيون بودم، اما با توجه به سابقه همكاري و علاقه به كروبي و مبارزات او مانع از آن شد، گفت: مدتي براي آگاهي از برنامه‌هاي آنها به مجمع رفتم و در اين زمينه بارها با آنها صحبت كردم چراكه آنها به شدت عليه هاشمي رفسنجاني مي‌تاختند.

وي با اشاره به اينكه هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور بود اما مجمع روحانيون همواره به او اعتراض و انتقاد مي‌كرد، يادآورشد: بارها از آنها پرسيدم كه اگر هاشمي رفسنجاني اذعان كند در سياست اقتصادي و سياست كشورداري به بن‌بست رسيده است، طرح شما چه خواهد بود؟ آنها در مقام پاسخ هيچ حرف پيشنهادي نداشته و فقط در صدد قدرت‌طلبي بودند.

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي با بيان اينكه از مجمع روحانيون فاصله گرفته و بعد از مدتي نيز مجمع تعطيل شد، اضافه كرد: اينكه چرا امام(ره) تفكيك مجمع روحانيون را از روحانيت تاييد كردند، امام(ره) مخالف باندبازي و جناح‌بندي‌هاي سياسي بودند اما از طرفي چند صدايي را نيز تاييد مي‌كردند و ايشان دوست نداشتند كه فقط يك صدا در جامعه وجود داشته باشد.

*با روي كارآمدن خاتمي مواضع ضدآمريكايي مجمع روحانيون تغييركرد

رئيس بنياد تاريخ پژوهي انقلاب اسلامي متذكر شد: مجمع روحانيون در ظاهر خود را ضد آمريكايي جلوه مي‌داد و حاضر نبودند كوچكترين سخني در خصوص مذاكره با آمريكا مطرح شود و تا سال 76 كه خاتمي به قدرت رسيد، مجمع روحانيون از تندترين گروه‌هاي ضد آمريكايي كشور به حساب مي‌آمد با به قدرت رسيدن خاتمي در سال 80 در مواضع آن چرخش به وجود آمد.

وي در همين زمينه با اشاره به چرخش مواضع مجمع روحانيون نسبت به آمريكا، ادامه داد: من به كروبي گفتم چطور زماني‌ اگر فردي اسم آمريكا و مذاكره با آنها را مي‌آورد، به شدت او را محكوم كرده و به دهان وي مي‌زديد و اكنون تغييرروش داديد كه كروبي پاسخ داد دوستان ما به اين نتيجه رسيده‌اند كه مبارزه با آمريكا راه به جايي نمي‌برد به نظر مي‌رسد كه مبارزه با آمريكا از اول از ديد اين‌ها اساسي نبود.

حجت‌الاسلام روحاني با تأكيد بر اينكه عده‌اي طبق سياست حاكم و جو موجود، حركت مي‌كردند و مي‌كنند، افزود: در ميان مجمع روحانيون مبارز افرادي بودند و هستند كه به امام(ره) اعتقاد دارند اما برخي نان را به نرخ روز مي‌خورند چراكه شرايط آن زمان اقتصاء مي‌كرد كه خود را ضدآمريكايي نشان داده و منافع امروز آنها اقتضا مي‌كند كه مسئله فلسطين را ناديده گرفته و مذاكره با آمريكا را مطرح كنند.

وي با بيان اينكه امام (ره) طرفدار سياست بودند اما سياست بازي را نكوهش مي‌كردند، خاطرنشان كرد: در اسلام سياست‌بازي محكوم است و آنچه ارزشمند است سياستمداري طبق موازين است؛ چراكه اگر كسي دچار سياست‌بازي شود از نظر مردم نيز ساقط مي‌شود مردم امروز فريب كسي را نمي‌خورند.

رئيس بنياد تاريخ پژوهي انقلاب اسلامي با اشاره به اينكه مردم ايران چنانچه كسي ذره‌اي از مسير امام(ره) و انقلاب منحرف شود او را كنار گذاشته و فرقي نمي‌كند در چه مقامي باشد، گفت: اين امر ارزشمند است و اگر چنين چيزي نبود انقلاب ساقط مي‌شد.

وي با اشاره به رشد آگاهي ملت ايران، اضافه كرد: اين آگاهي مردم باعث شده راه شهدا و امام خميني استواري يافته و انقلاب را در آينده بيمه كند.

حجت‌الاسلام روحاني بر همين اساس با تحسين مردم به دليل شناخت خط امام(ره)، يادآور شد: اينكه مردم راه را كاملا تشخيص داده و فريب نمي‌خورند، بسيار ارزشمند است؛ لذا كساني كه از مسير امام (ره) منحرف مي‌شوند، افرادي هستند كه روزي محبوب مردم بوده‌اند اما امروز از خانه خود نيز نمي‌‌توانند بيرون آيند و اين به دليل آگاهي مردم است.

وي با اشاره به اينكه اظهارات برخي افراد فريب ‌خورده گول‌زدن خودشان است، تصريح كرد: برخي ادعا مي‌كنند كه اباذر زمان هستند اما بايد پرسيد آيا اباذر وقتي كه در مقابل قدرتمندان ايستاد، يهودي‌ها، صهيونيست‌ها، بهائي‌ها، همجنس‌بازان و تجزيه طلبان پشت سر او قرار داشته و براي او هورا كشيدند؟ و از او حمايت كردند؟! آيا اباذر براي رسيدن به قدرت، يقه‌دراني كرد كه به مقام و قدرت رسيده و رئيس‌جمهور شود، بنابراين مشخص است كه آنها خود را فريب مي‌دهند.

*احمدي‌نژاد اگر به مصر و عربستان هم برود همين استقبال از وي صورت مي‌گيرد‌

رئيس بنياد تاريخ‌پژوهي انقلاب اسلامي گفت: اين افراد بايد به حاميان خود نگاه كرده و ببينند چه كساني پشت سر آنها و چه كساني در مقابلشان قرار دارند؛ پشت سر آنها عوامل صهيونيست، آمريكا، انگليس و منافقين هستند و مقابل آنها نيز ملت مظلوم ايران و نيروهاي بسيجي قرار دارند، بنابراين راه كاملا روشن است.

وي تأكيد كرد: سفر رئيس‌جمهور به لبنان حتمي بودن صدور انقلاب امام را از علم‌اليقين به عين‌اليقين تبديل كرد چراكه حمايت از احمدي‌نژاد حمايت از فرد نبود بلكه آنها دريافته بودند كه احمدي‌نژاد راه امام(ره) را دنبال مي‌كند لذا آن استقبال بي‌مانند و كم‌نظير از رئيس‌جمهور صورت گرفت و اين نشان مي‌دهد كه انقلاب امام راحل صادر شده و چنانچه خفقان را بردارند احمدي‌نژاد اگر به مصر و عربستان هم برود همين استقبال را از وي مي‌شود.

حجت‌الاسلام روحاني در خاتمه خاطر ‌نشان‌كرد: به دليل اينكه در كشورهاي ديگر خفقان وجود دارد مردم جرأت نمي‌كنند، مردم واقعا به امام راحل و انقلاب عشق مي‌ورزند و انقلاب امام(ره) به جهان صادر شده و به پيروزي نهايي خواهد رسيد و جهاني مي‌شد.
گفت‌وگو از سيده فاطمه موسوي و مريم عاقلي