۳۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۰

حُقه آراء دزديده شده در انتخابات ايران

کد خبر : ۱۲۹۴
الف - اعمال تغییرات برای فقرا به معنای ایجاد شغل و تامین مواد غذایی است نه یک لباس راحت یا وسایل تفریحی. به نظر من سیاست در ایران بیشتر به جنگ طبقاتی مربوط می شود تا مذهب.

آمریکا و حامیانش پیشتر نیز در انتخاباتهای گذشته در جهان از افراد خاصی حمایت کرده بودند و کمتر انتخاباتی در جهان وجود داشته که آمریکا و هم پیماناش در آن دخالت نکرده باشند. حال آنکه اگر هم حامیان آمریکا در این انتخابات شکست می خوردند، واشنگتن و دنباله روهایش کاندیدای شکست خورده را نامشروع نمی دانستند. در انتخابات اخیر در ونزوئلا و غزه، آمریکایی ها و دوستانش در خود فرو رفتند چون حامیانشان شکست خوردند و در حالی که ائتلاف حامی حزب الله در لبنان بیش از 53 درصد آراء را به خود اختصاص داده بود، آمریکا و دوستانش تظاهر می کردند که انتخابات در لبنان یک پیروزی برای این کشور و مردمش محسوب می شود در حالی که در واقع دشمن آمریکا در لبنان پیروز شده است.

انتخابات ریاست جمهوری در ایران یک موضوع کلاسیک است. محمود احمدی نژاد 63.3 درصد و میرحسین موسوی تحت حمایت غرب 34.2 درصد را از آن خود کردند.

در انتخابات اخیر ایران، حضور رای دهندگان در پای صندوق های رای نیز رکوردی در تاریخ این کشور برجای گذاشت.(بیش از 80 درصد از مردم ایران در این انتخابات شرکت کردند) حامیان میرحسین موسوی شکست در انتخابات را نپذیرفتند و یکسری تظاهرات گسترده که به خشونت کشیده شد و باعث به آتش کشیده شدن و تخریب اتومبیل ها، ساختمان های عادی و مقابله با نیروهای پلیس شد، را سازماندهی کردند.

تقریبا کل رسانه های غربی از جمله رسانه های مکتوب و سایت ها از هر حزب و گروهی در آمریکا و غرب، اعتقاد مخالفان در ایران مبنی بر تقلب در انتخابات را به طور گسترده در سراسر جهان انعکاس دادند. نومحافظه کاران، محافظه کاران لیبرال و حامیان مکتب تروتسکی به صهیونیست ها در ستایش از معترضان انتخاباتی در ایران پیوستند. دموکرات ها و جمهوری خواهان در آمریکا نیز دولت ایران را محکوم کردند، از به رسمیت شناختن نتایج انتخابات امنتاع ورزیدند و از اقدامات معترضان برای تغییر نتایج انتخابات حمایت کردند.

روزنامه نیویورک تایمز، واشنگتن پست، شبکه سی.ان.ان، وزارت خارجه رژیم صهیونیستی و سرکردگان سازمانهای مهم یهودی در آمریکا خواستار اعمال تحریم های جدید و سخت تر علیه ایران شدند و پیشنهاد مذاکره با ایران از سوی باراک اوباما را رد کردند.

* حُقه تقلب انتخاباتی

رهبران غرب نتیجه انتخابات ایران را نپذیرفتند چون آنها می دانستند که کاندیدای اصلاح طلبشان با اطلاعات و برآوردهای آنها نمی تواند فرد شکست خورده باشد. ماهها بود که آمریکا و غربی ها مصاحبه های روزانه، سرمقاله و گزارشهایی از جزئیات ناکامی دولت احمدی نژاد منتشر کرده بود. آنها به حمایتهای برخی روحانیون، مقامات سابق، برخی بیزنسمن ها و فراتر از همه؛ به حمایت برخی جوانان از موسوی دل خوش کرده بودند تا این را نشان بدهند که موسوی در راستای یک پیروزی قاطعانه گام بر می دارد.

پیروزی موسوی به عنوان "پیروزی میانه روی" در رسانه های جهان توصیف شده بود. دانشگاهیان لیبرال برجسته در ایران نیز نتیجه گرفتند که در شمارش آراء تقلب شده است چون موسوی حتی در میان آذری زبان ها نیز آراء خوبی کسب نکرده بود. دیگر کارشناسان دانشگاهی اعلام کردند که آراء جوانان براساس مصاحبه ها با دانشجویان طبقه متوسط و طبقه مرفه از تهران و حومه تهران به نفع موسوی است.

آنچه در مورد رد نتیجه انتخابات ایران از سوی غرب تعجب برانگیز است این می باشد که حتی پیش و پس از انتخابات، غرب مدرکی دال بر تقلب در انتخابات چه به صورت مکتوب و چه به صورت بیانی؛ ارائه نکرد.

پیش از انتخابات، رهبران غربی به شدت معتقد بودند که موسوی در انتخابات حتما پیروز خواهد شد. پس از انتخابات رسانه های غربی با بی توجهی و کم اهمیت جلوه دادن آراء احمدی نژاد، تظاهرات گسترده مخالفان را پوشش دادند. بدتر از همه این بود که رسانه های غربی این حقیقت را که احمدی نژاد از حمایت شمار زیادی از فقرا و افراد طبقه متوسط، طبقه کارگری، کشاورزان و پیشه وران برخوردار است، فراموش کردند.

به علاوه اینکه اکثر مقامات غربی و خبرنگاران مستقر در تهران، برآوردهای خود را فقط از شمال تهران نتیجه می گرفتند و به آراء شهرستان ها توجه ای نداشتند. آنها نسبت به استان ها و دیگر شهرهای کوچک و بزرگ ایران که احمدی نژاد از پایگاه حمایتی گسترده ای در آنها برخوردار بود، بی توجه بودند.
با نگاهی دقیق تر به آراء انتخابات در آذربایجان شرقی مشخص شد که موسوی فقط در شهر شبستر میان افراد طبقه متوسط و مرفه ( که عده اندکی در این شهر هستند) پیروز شد. حال آنکه موسوی در اکثر مناطق روستایی شکست خورد؛ جایی که سیاستهای احمدی نژاد به آذری ها در بهبود شرایط معیشتی آنها و گرفتن وام های آسان کمک زیادی کرد. اما موسوی در آذر بایجان غربی به دلیل ورابط نزدیکش با رای دهندگان پیروز شد. موسوی همچنین با به دست آوردن آراء طبقه متوسط و مرفه در تهران و شمیرانات، در پایتخت؛ احمدی نژاد را شکست داد.

رسانه های جهان از جمله روزنامه فایننشال تایمز ضمن اینکه آراء احمدی نژاد را دزدی توصیف کردند، نسبت به نظرسنجی از سوی دو کارشناس آمریکایی سه هفته پیش از انتخابات مبنی بر اینکه احمدی نژاد از موسوی پیش خواهد بود، بی توجه بودند. در این نظرسنجی مشخص که در میان آذری های محلی، آراء احمدی نژاد نسبت به آراء موسوی 2 به 1 است. در این نظرسنجی همچنین مشخص شد که بیش از دو سوم از جوانان ایرانی بسیار فقیرهستند تا به کامپیوتر دسترسی داشته باشند و افراد بین سنین 24- 18 قوی ترین جبهه حامی احمدی نژاد در مقایسه با تمای گروههای دیگر را تشکیل داده است.

تنها گروهی که اکثر حامیان موسوی در آن حضور داشتند: دانشجویان، تحصیل کرده ها، صاحبان صنایع و افراد طبقه متوسط و مرفه بودند. "رای جوانان" که رسانه های غربی از آن به عنوان رای حامی کاندیدای اصلاح طلب یاد کرده بودند، اقلیت کمتر از 30 درصد را شامل می شد. در کل، احمدی نژاد در استانهای دارای نفت و تولیدکننده مواد شیمیایی خوب عمل کرد. این ممکن است بازتاب مخالفت کارگران نفتی با برنامه و سیاستهای موسوی بوده باشد. احمدی نژاد همچنین در استانهای مرزی نیز خوب عمل کرده بود.

مفسران غربی نسبت به تاثیر چشمگیر جنگهای آمریکا و اشغال عراق و افغانستان بر افکار عمومی در ایران بی توجه بودند. موضع قاطع احمدی نژاد بر امور دفاعی مغایر با موضع ضعیف موسوی در این رابطه بود. اکثریت قریب به اتفاق رای دهندگان به احمدی نژاد احساس می کردند که منافع امنیت ملی، همگرایی در کشور، ایجاد سیستم رفاه عمومی با تمامی نقص هایش می تواند از سوی احمدی نژاد بهتر از موسوی به اجرا درآید.

پیروزی احمدی نژاد در انتخابات اخیر ایران را نباید یک اتفاق عجیب دانست. در انتخابهای مشابه پوپولیست ها علیه لیبرال های تحت حمایت آمریکا در جهان معمولا پوپولیست ها پیروز شده اند. برای نمونه می توان به پیروزی چاوس در ونزوئلا، مورالس در بولیوی و لولا داسیلوا در برزیل اشاره کرد.
تحولات اخیر در ایران و جهان نشان می دهد که رهبران سیاسی در اروپا و حتی برخی از مقامات واشنگتن موضوع دزدیده شدن آراء در انتخابات ایران را دیگر نمی پذیرند. دولت آمریکا نیز موضوع مذاکره با ایران را به حالت تعلیق درنیاورده است. تنها واکنش وحشیانه علیه ایران پس از انتخابات، از سوی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی بود. او به حامیات یهودیان در آمریکا گفته بود که آنها باید از حُقه دزدیده شدن آراء انتخابات ایران استفاده کنند تا به اوباما فشار بیاورند گزینه تعامل با ایران را کنار بگذارد.


جیمز پتراس؛ استاد جامعه شناسی دانشگاه بینگهامتون نیوی