صراط : ليگ كه تمام ميشود همه بازيكنان براي آغاز فصل نقل و انتقالات لحظه شماري ميكنند. هر كدامشان منتظر فراهم شدن بهترين شرايط هستند تا قرارداد تازهاي ببندند يا با تيم جديدي به توافق برسند. همين كم طاقتي آنها هم باعث ميشود بعضا با تيمهايي قرارداد امضا كنند و بعد از چند روز از اقدام خود پشيمان شوند. موضوعي كه در بازار نقل و انتقالات امسال به وضوح مشاهده شده و موارد متعددي از ندامت بازيكنان را بهوجود آورده.
ميخواهيم مرور كنيم آنهايي را كه از حول حليم داخل ديگ افتادند، زود قرارداد بستند و بعد پشيمان شدند و پي رضايتنامه را گرفتند.
شجاع خليل زاده، يكي از نخستين بازيكناني بود كه با پرسپوليس به توافق رسيد. اين مدافع ملي پوش با مسوولان پرسپوليس توافق كرد اما وقتي ديد همه مدافعان سرخ، از بنگر گرفته تا سيدجلال و نورمحمدي در پرسپوليس ماندهاند از توافق خود پشيمان شد، سر از اصفهان در آورد و پيراهن سپاهان را پوشيد آن هم با امضاي قراردادي 2 ساله كه ارزش مالي زيادي هم برايش داشت.
ماجراي قاسم دهنوي را همه ميدانند. او سال گذشته، استقلال را دور زد تا به تراكتورسازي برود. براي امسال هم او چنين برنامهاي در سر داشت. هم با پرسپوليسيها قرارداد بست و هم با باشگاه سپاهان. مسوولان اين 2 باشگاه تا مدتها پيگير حل اختلافاتي بودند كه دهنوي به آن دامن زده بود. اين هافبك 32 ساله با سپاهان به اردوي اسلووني رفت تا همه به اين باور برسند كه او اين فصل را در سپاهان توپ ميزند. دهنوي اما در يك حركت رونالدينيويي در تمرين پرسپوليس حاضر شد و پيراهن اين تيم را پوشيد تا نشان دهد در پيچيدن تبحر خاصي دارد.
يعقوب كريمي هم سرنوشتي چون شجاع خليلزاده داشت. ابتدا با مسوولان پرسپوليس مذاكره كرد و پاي قرارداد داخلي را امضا كرد و اثر انگشت زد. مسوولان نفت كه از ماجرا باخبر شدند رضايتنامه كريمي را به پرسپوليس ندادند تا او راهي سپاهان شود.
محمد آبشك و امين متوسل زاده از داماش، ديگر بازيكناني بودند كه بعد از امضاي قرارداد با داماش، با چند پيشنهاد چشمگير مواجه شدند اما در نهايت داماشي ماندند. آبشك كه خيلي زود قرارداد خود را با داماش تمديد كرد تا همين چند روز پيش مورد توجه پرسپوليس قرار داشت اما مشكلي به نام رضايتنامه مانعي شد تا او نتواند حضور در كنار دايي را تجربه كند. متوسل زاده هم همينطور. او بعد از امضاي قرارداد با داماش، از سايپا و ذوبآهن، پيشنهاد بازي دريافت كرد، آن هم پيشنهادهايي نجومي اما در نهايت به پيراهن داماش وفادار ماند و تاكيد كرد كه در رشت ميماند تا كار نيمه تمامش را تمام كند.
قاسم حداديفر را نميتوان جزو اين دسته از بازيكنان دانست. او با پرسپوليسيها توافق كرد اما روحش هم از قرارداد با ذوبآهن خبر نداشت. براي او نه پشيماني در كار بود و نه دور زدن. در نهايت هم خيلي مسالمت آميز در ذوب ماند تا همچنان يكي از بازيكنان تاثيرگذار خط مياني اين تيم باشد.
ميلاد زنيدپور بعد از توافق و امضاي قرارداد داخلي با گسترش فولاد و حتي حضور در تمرينهاي اين تيم، پشت كرد به اين قرارداد داخلي و به ذوبآهن رفت تا شاگرد لوكا بوناچيچ شود. هاشم بيك زاده هم با راهآهن قرارداد داخلي بست اما پشيمان شد و به استقلال رفت تا همچنان زير نظر امير قلعهنويي به فوتبال خود ادامه دهد. آخرين بازيكني كه از انتخاب تيم جديدش پشيمان شده كسي نيست جز ميلاد ميداودي. مهاجم سابق استقلال و آلومينيوم كه براي فصل جديد با عبدا... ويسي و استقلال صنعتي به توافق رسيد تا به اهواز برگردد و براي تيم شهرش بازي كند. اين توافق اما چندان پا برجا نمانده. ميگويند ذوبآهن براي جذب ميداودي تور خود را پهن كرده و اين مهاجم هم بدش نميآيد استقلال را دور بزند و به ذوبآهن برود. ميداودي حتي با مسوولان استقلال صنعتي هم صحبت كرده اما آنها همه چيز را واگذار كردهاند به عبدا... ويسي تا او به ميلاد بگويد برو يا نرو.
اين پشيماني بازيكنان، نشات ميگيرد از تصميم زودهنگام آنها. وقتي براي اولين بار با مسوولان يك باشگاه صحبت ميكنند قرارداد ميبندند و اين باعث و باني همين پشيماني است. آنها فكر نميكنند، دو دو تا چهارتا نميكنند و در نهايت هم چنين مشكلاتي هم براي خود و هم براي باشگاههايي بهوجود ميآورند كه روي حضورشان برنامهريزي كردهاند. به نظر شما مثلا اگر قاسم دهنوي همان روز اول افكارش را روي هم ميگذاشت و با پرسپوليس توافق ميكرد نيازي داشت به پشيماني تا با انواع و اقسام راهكارها سر از پرسپوليس در بياورد؟ فرق بازيكن حرفهاي و بازيكني كه تفكرش، تنها امضاي قرارداد است در همين موارد است. چرا مهدي رحمتي يا سيدجلال حسيني هيچ وقت پشيمان نميشوند يا به مشكل نميخورند ولي قاسم دهنوي هر سال با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكند؟ جواب اين سوال را بايد باز هم در تفكر حرفهاي بازيكنان پيدا كرد.
شجاع خليل زاده، يكي از نخستين بازيكناني بود كه با پرسپوليس به توافق رسيد. اين مدافع ملي پوش با مسوولان پرسپوليس توافق كرد اما وقتي ديد همه مدافعان سرخ، از بنگر گرفته تا سيدجلال و نورمحمدي در پرسپوليس ماندهاند از توافق خود پشيمان شد، سر از اصفهان در آورد و پيراهن سپاهان را پوشيد آن هم با امضاي قراردادي 2 ساله كه ارزش مالي زيادي هم برايش داشت.
ماجراي قاسم دهنوي را همه ميدانند. او سال گذشته، استقلال را دور زد تا به تراكتورسازي برود. براي امسال هم او چنين برنامهاي در سر داشت. هم با پرسپوليسيها قرارداد بست و هم با باشگاه سپاهان. مسوولان اين 2 باشگاه تا مدتها پيگير حل اختلافاتي بودند كه دهنوي به آن دامن زده بود. اين هافبك 32 ساله با سپاهان به اردوي اسلووني رفت تا همه به اين باور برسند كه او اين فصل را در سپاهان توپ ميزند. دهنوي اما در يك حركت رونالدينيويي در تمرين پرسپوليس حاضر شد و پيراهن اين تيم را پوشيد تا نشان دهد در پيچيدن تبحر خاصي دارد.
يعقوب كريمي هم سرنوشتي چون شجاع خليلزاده داشت. ابتدا با مسوولان پرسپوليس مذاكره كرد و پاي قرارداد داخلي را امضا كرد و اثر انگشت زد. مسوولان نفت كه از ماجرا باخبر شدند رضايتنامه كريمي را به پرسپوليس ندادند تا او راهي سپاهان شود.
محمد آبشك و امين متوسل زاده از داماش، ديگر بازيكناني بودند كه بعد از امضاي قرارداد با داماش، با چند پيشنهاد چشمگير مواجه شدند اما در نهايت داماشي ماندند. آبشك كه خيلي زود قرارداد خود را با داماش تمديد كرد تا همين چند روز پيش مورد توجه پرسپوليس قرار داشت اما مشكلي به نام رضايتنامه مانعي شد تا او نتواند حضور در كنار دايي را تجربه كند. متوسل زاده هم همينطور. او بعد از امضاي قرارداد با داماش، از سايپا و ذوبآهن، پيشنهاد بازي دريافت كرد، آن هم پيشنهادهايي نجومي اما در نهايت به پيراهن داماش وفادار ماند و تاكيد كرد كه در رشت ميماند تا كار نيمه تمامش را تمام كند.
قاسم حداديفر را نميتوان جزو اين دسته از بازيكنان دانست. او با پرسپوليسيها توافق كرد اما روحش هم از قرارداد با ذوبآهن خبر نداشت. براي او نه پشيماني در كار بود و نه دور زدن. در نهايت هم خيلي مسالمت آميز در ذوب ماند تا همچنان يكي از بازيكنان تاثيرگذار خط مياني اين تيم باشد.
ميلاد زنيدپور بعد از توافق و امضاي قرارداد داخلي با گسترش فولاد و حتي حضور در تمرينهاي اين تيم، پشت كرد به اين قرارداد داخلي و به ذوبآهن رفت تا شاگرد لوكا بوناچيچ شود. هاشم بيك زاده هم با راهآهن قرارداد داخلي بست اما پشيمان شد و به استقلال رفت تا همچنان زير نظر امير قلعهنويي به فوتبال خود ادامه دهد. آخرين بازيكني كه از انتخاب تيم جديدش پشيمان شده كسي نيست جز ميلاد ميداودي. مهاجم سابق استقلال و آلومينيوم كه براي فصل جديد با عبدا... ويسي و استقلال صنعتي به توافق رسيد تا به اهواز برگردد و براي تيم شهرش بازي كند. اين توافق اما چندان پا برجا نمانده. ميگويند ذوبآهن براي جذب ميداودي تور خود را پهن كرده و اين مهاجم هم بدش نميآيد استقلال را دور بزند و به ذوبآهن برود. ميداودي حتي با مسوولان استقلال صنعتي هم صحبت كرده اما آنها همه چيز را واگذار كردهاند به عبدا... ويسي تا او به ميلاد بگويد برو يا نرو.
اين پشيماني بازيكنان، نشات ميگيرد از تصميم زودهنگام آنها. وقتي براي اولين بار با مسوولان يك باشگاه صحبت ميكنند قرارداد ميبندند و اين باعث و باني همين پشيماني است. آنها فكر نميكنند، دو دو تا چهارتا نميكنند و در نهايت هم چنين مشكلاتي هم براي خود و هم براي باشگاههايي بهوجود ميآورند كه روي حضورشان برنامهريزي كردهاند. به نظر شما مثلا اگر قاسم دهنوي همان روز اول افكارش را روي هم ميگذاشت و با پرسپوليس توافق ميكرد نيازي داشت به پشيماني تا با انواع و اقسام راهكارها سر از پرسپوليس در بياورد؟ فرق بازيكن حرفهاي و بازيكني كه تفكرش، تنها امضاي قرارداد است در همين موارد است. چرا مهدي رحمتي يا سيدجلال حسيني هيچ وقت پشيمان نميشوند يا به مشكل نميخورند ولي قاسم دهنوي هر سال با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكند؟ جواب اين سوال را بايد باز هم در تفكر حرفهاي بازيكنان پيدا كرد.