۰۴ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۹
رهنورد:

با کاندیداتوری موسوی می خواستم خودم را مطرح کنم!

من كنار موسوي قرار گرفتم تا بتوانم آرمان هاي مورد علاقه خود را مطرح كنم و پيش از آن كه كانديداتوري موسوي براي من مهم باشد در نظر داشتم از فرصت هاي پيش آمده استفاده كنم.
کد خبر : ۱۲۱۵۳
صراط - زهرا رهنورد همسر ميرحسين موسوي ضمن طرح اين ادعا كه از اول انقلاب تحت فشار و سانسور قرار داشته! تصريح كرد با رياست جمهوري موسوي مخالف بوده و از طريق كانديداتوري او مي خواسته حرف ها وشعارهاي خود را دنبال كند.

رهنورد بلافاصله پس از انتخابات با شبكه بي بي سي مصاحبه كرد و در آنجا براي مستند و ثابت كردن ادعاي تقلب در انتخابات گفت موسوي فرزند آذربايجان و داماد لرستان است بنابراين معني نداشته مردم در اين مناطق به كس ديگري راي داده باشند. او اكنون در مصاحبه با سايت «كلمه» و در پاسخ به اين سؤال كه «شما حتي پيش از موسوي فعاليت هاي سياسي چشمگير و فعال داشتيد، چگونه اين تابوي حضور زن شكسته شد و هدف شما از اين فعاليت ها چه بود؟»، گفت: وقتي قدم به انتخابات گذاشتم مي دانستم به شدت سركوب خواهم شد(!؟) من مي خواستم حرف خود را به مردم برسانم چرا كه همواره يكسري شعارها را دنبال مي كردم و اين بار هم مي خواستم كه از طريق انتخابات آن را دنبال كنم. در واقع من كنار موسوي قرار گرفتم تا بتوانم آرمان هاي مورد علاقه خود را مطرح كنم و پيش از آن كه كانديداتوري موسوي براي من مهم باشد در نظر داشتم از فرصت هاي پيش آمده استفاده كنم.

وي همچنين گفته است:من از اول با حضور موسوي در پست رياست جمهوري مخالف بودم. من از قدرت سياسي براي خودمان خوشم نمي آيد و نمي خواستم در وضعيت حاكميت قرار بگيرم و كلا به عنوان يك روشنفكر به فعاليت در حوزه عمومي علاقه مندم نه حوزه حكومتي. اما زماني كه موسوي پا به صحنه گذاشت من هم با يك بيانيه، حضور خودم را در كنار او مطرح كردم و از او حمايت كردم.


 
نظرات بینندگان
علي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۶
ازصراط بي شعور بهتر از اين انتظاري نيست خیلی تابلو دروغ میگی
وحيد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۰۱ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۶
درست است
مزتضی
|
Germany
|
۱۰:۱۹ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
کی میگه دروغه ؟
جنبش سبز لیاقت توهین هم ندارد ولی ...

راست و دروغ در لینک زیر
http://www.rahesabz.net/story/26046/
سید مجتبی دیباجی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۸ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
چندین چراغ دارند و بی راهه میروند*بگذار تا بیفتند وبینند سزای خویش