
هنوز از عروس و داماد خبری نیست و دوستان عروس و داماد مشغول تدارک و تزیین سفره عقد هستند.صدای اذان که از بلندگوهای مسجد دانشگاه تهران بلند می شود، عروس و داماد هم از راه می رسد. قبل از این که پای سفره عقد بنشینند، آخرین نماز مجردیشان را در مسجد دانشگاه می خوانند و بعد با تشویق دوستان داماد که می گفتند"ای ول ای وله ای ول /شاه داماد یله ای ول" پای سفره عقد می نشستند.

دانشجویان کم کم از راه می رسند و تا به خودت می آیی، جای سوزن انداختن نیست. مهریه عروس 14 سکه بهار آزادی است که به قول داماد توافقی بوده، هر دو دانشجوی مدیریتند، مرجان دانشجوی مدیریت کارآفرینی است و سید جواد مدیریت صنعتی و همان جا هم با هم آشنا شدند. آشنایی که یک سال به طول انجامیده است.

از مادر عروس که درباره تصمیم مرجان سوال می کنی می گوید: من همیشه از
اعتقادات دخترم حمایت می کنم. خودش این طور خواسته است. درباره مهریه هم
که سوال می کنی می گوید: ما همه چیز را ساده گرفتیم.
با این حال "مریم نوراللهی" دوست نزدیک عروس می گوید که قرار است در یزد مراسم بگیرند.
عاقد از راه می رسد و سفره عقد حال و هوای رسمی پیدا می کند. دور تا دور
سفره جای خالی پیدا نمی شود. هر بار که عاقد می گوید وکیلم؟ جمعیت یک صدا
داد می زند " عروس رفته گل بچینه" و یا " عروس رفته گلاب بیاورد" . جالب
این بود که عروس برای بله گفتن علاوه بر پدر و مادر از حضار هم اجازه گرفت
و بله گفت.
از آرزوهای عروس و داماد سر سفره عقد که می پرسی سید جواد می گوید: اول
برای ظهور آقا امام زمان (عج) دعا می کنم و بعد برای سلامتی رهبر فرازنه
انقلاب و دعا می کنم همه جوان ها خوشبخت باشند. مرجان هم می گوید: از امام
زمان (عج) می خواهم تا کمک کنند در کنار هم خوشبخت باشیم .
بعد از خواندن خطبه عقد به قول عاقد قسمت خوب برنامه شروع می شود و آن هم
اعلام هدایا است.از طرف مسوول نهاد رهبری در دانشگاه های کل کشور یک عدد
سکه بهار آزادی، از طرف نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران یک عدد سکه
بهار آزادی، از طرف دکتر فرهاد رهبر، رییس دانشگاه تهران یک عدد سکه بهار
آزادی و لوح تقدیر، از طرف معاون اداری- مالی دانشگاه تهران صد هزار تومان
به همراه لوازم خانگی،ااز طرف مدیرکل فرهنگ کارت هدیه به مبلغ 100 و
50هزار تومان؛ از طرف مدیر کل امور دانشجویان شاهد و ایثارگر به هر نفر
نیم سکه بهار آزادی، از طرف رییس دانشگاه مدیریت یک سکه بهار آزادی و از
طرف بسیج داشگده مدیریت، کانون قرآن و دفتر مشاور امین هم هدایایی داده
شد. همچنین مسوول امور خوابگاه ها هم قول داد تا خوابگاه متاهلی جدیدی که
در حال تاسیس است، اولین واحد آن به این زوج تعلق بگیرد.
ازدواج مرجان و سید جواد ،حاشیه های جالبی هم داشت.
بیشترین دانشجویان قبل از ورود عروس و داماد کنار سفره شان عکس می گرفتند.
بعد از مراسم هم بسته های نقلی که از قبل آماده شده بود به هوا پرتاب می شد و مجرد ها برای گرفتن تمام تلاش خود را می کردند.
بعد از اتمام مراسم با شیرینی و شربت از همه دانشجویان پذیرایی شد و
دوستان داماد در حالی که می خواندند "سید چه کاری کردی/ فردا تو صف قندی"
محل را ترک می کردند.